
۱ - هميشه بخشي از زمان مطالعه ام را به خواندن " مصاحبه هاي هنرمندان " اختصاص مي دهم . در جشنواره هاي مختلف سينمايي هم ، هميشه بيش از آنکه در جلسات نقد و بررسي شرکت کنم ، در وُرک شاپ ها ، کارگاه ها و نشست هاي تخصصي ، و جلسات پرسش و پاسخ هنرمندان حضور مي يابم . در مصاحبه هاي هنرمندان بزرگ ، نکات ارزشمندي وجود دارد که در هيچ کتابي چیزی درباره شان نوشته نشده است . معمولا گفتگوهاي تخصصي هنرمندان را مي خوانم و به ديگر دوستان هم توصيه مي کنم که بخوانند .
۲ - ناصر تقوايي بي شک يکي از مهم ترين و بهترين فيلمسازان سينماي ايران است . مصاحبه هايش فوق العاده جذاب و تاثيرگذارند . قدرت بيان اش شگفت انگيز است . ادبيات را خوب مي شناسد و با هنر ، عجيب عجين است . کلمات و جملاتش با انديشه گره خورده اند . با انديشه هايش زندگي مي کند و تا به يقين نرسد ، حرفي از تجربه هاي فکري و شخصي اش بر زبان جاري نمي سازد . از اين رو در گفته ها و نوشته هايش ، همواره يقيني سرشار از معرفت و دانش ، موج مي زند . هميشه از خواندن مصاحبه ها و نوشته هايش مي آموزم . در ويژه نامه ي نوروزي روزنامه ي اعتماد ، جواد طوسي ( منتقد سينما و روزنامه نگار ) گفتگويي خواندني و جذاب با ناصر تقوايي انجام داده ، که بسيار آموزنده است .
بخش هايي از جمله ها و انديشه هاي ناب تقوايي را با هم مرور کنيم :
- من معتقدم زندگي هاي اصيل در رُمان هاي بزرگ پنهانند و نه در خود زندگي ها . چرا ما به يک رمان مي گوييم هنر ، اما به زندگي هنر نمي گوييم ؟ همين جاست که هنر مي تواند آموزش دهنده هم باشد ، مسير زندگي ما را معين کند ، سلايق مان را عوض کند ، و به ما زاويه ي ديد بدهد و هيچ وقت هم به اتمام نرسد . هنر مثل جاده اي است که هر چه در آن پيش برويم ، چشم اندازهاي تازه اي مي بينيم . اگر اين جاده يک روز به مقصد برسد کلک ما کنده است و فاتحه ي ما را بايد خواند . اين جاده مقصد ندارد .
- " ساختار " چيزي است که تمام اثر شما را مي سازد اما خودش در اثر شما وجود ندارد . درست مثل بنيان يک ساختمان است . شما بنيان يک ساختمان را نمي بينيد اما فرم ها را مي بينيد . هر چيزي که با چشم ديده مي شود فرم است و ساختارها از طريق همين فرم ها خودشان را نشان مي دهند . ساختار در حقيقت ذات چيزي است که شما مي خواهيد بگوييد . اين همان سفيدي دامنه ي صحراست . يک داستان خوب در حرف هايي که نوشته ، نيست ، بلکه در آن سفيدي هايي است که نمي گويد . شما وقتي واژه ها را مي خوانيد بايد آن سفيدي ها را پيدا کنيد .
- واقعيت يک متريال خام است . تنها به صرف اينکه از يک منظره عکسي بگيريم ، خب افراد ديگري هم مي توانند در جاي ديگري همين عکس را بگيرند . ضبط يک واقعيت فقط گزارشي از اتفاقي است که افتاده اما هيچ وقت تبديل به يک اثر هنري نمي شود . من هرگز اهل گزارش نبودم .
- فيلم مستند يک واقعيت انديشيده شده است ، نه هر چيزي که اتفاق افتاد . شما در اين حالت براي دوربين تان گزينش مي کنيد . واقعيت به صرف واقعيت بودنش هيچ سندي براي اصالت به وجود نمي آورد . اصلا معلوم نيست آن واقعيت خودش درست بوده يا نه .
--------------------
به هر حال اين گفتگو سرشار از انديشه هاي تامل برانگيز ناصر تقوايي است . ناصر تقوايي به قول جواد طوسي يک جنوبي اصيل است . و جنوبي اصيل يعني : انسان هنرمند سخت کوش ، جست و جو گر ، دلبسته ي ريشه ها ، هويت و شناسنامه ي اين سرزمين ، خستگي ناپذير ، و فعال عرصه ي انديشه ... کاش ناصر تقوايي بيشتر از اين فيلم بسازد .
يا حق .