
فيلم كوتاه " دست ديگر " ساخته ي سيد مرتضي سبزقبا در بخش " مرور فيلم هاي استان هاي ساحلي خليج فارس " بيست و ششمين جشنواره ي بين المللي فيلم كوتاه تهران به نمايش درمي آيد .
فيلم هاي منتخب فيلمسازان سه استان ساحلي خليج فارس ، خوزستان ، بوشهر و هرمزگان ،همزمان با بيست و ششمين جشنواره ي بين المللي فيلم كوتاه تهران از ۲۰ تا ۲۵ آبان ماه ۱۳۸۸ مرور مي شود .
به گزارش پايگاه خبري فيلم كوتاه ، به نقل از روابط عمومي جشنواره ي فيلم كوتاه تهران ، ۳۰ فيلم از آثار انتخاب شده ي استان هاي خوزستان ، بوشهر و هرمزگان كه فيلم هاي دفاتر انجمن سينماي جوانان دزفول ، اهواز ، آبادان ، بوشهر ، برازجان و بندرعباس را شامل مي شود ، در برنامه يي مرور مي شوند .
اسامي فيلم هاي برگزيده ي اين بخش از جشنواره ي بيست و ششم را مي توانيد در " پايگاه خبري فيلم كوتاه " ببينيد و بخوانيد .
يا حق .
توضيح اول :
- از اين پس ، در کنجي از اين وبلاگ ، ميزبان همنشينان عزيزي خواهم بود که گاهي سخنشان را با من در ميان ميگذارند . در کلبهي وبلاگ محقرانهام ، کنجي تدارک ديدهام تا هرازگاه از ميهمانان خوبم به قدر بضاعت اندکم پذيرايي کنم . بيهيچ دخالتي در تفکر و انديشهي ميهمانانِ هر از گاهم ، مطالبشان را بيهيچ دخل و تصرفي در وبلاگم منعکس خواهم کرد . قلمشان را به خودشان واميگذارم و من هم همچون شما کنجي از وب مينشينم و چون ناظري بيطرف نوشتهي آنها را با علاقه مطالعه ميکنم . براي ايشان در برابر نظرات شما حق پاسخگويي و دفاع از خويش قائلم . براي اينکه نوشتههاي اين عزيزان از نوشتههاي من در اين وبلاگ ، قابل تشخيص و تفکيک باشد ، در عنوان مطالب ايشان ، نام ( کنج وب ) را در کنار نام عنوان مطلب مي افزايم ( همچون عنوان همين مطلب ) . از اين همنشيني خرسندم .
توضيح دوم :
- ميهمان امروز من دوستي است که سالهاست از همنشيني با او لذت بردهام و بسيار از او آموختهام . نامش روح الله پورديان است . دوست خوب مهرباني است . عنوان نوشتهاش را تکرار مي کنم : دايهي مهربانتر از مادر . پس نوشتهاش را بخوانيد .

(( دوستي داشتم که دغدغهاش دين بود و آموزش دين .. خانهاش مسجد بود و بسترش سجادهي نماز .. هرگاه ميانِ جمع بود در هر فرصتي و به هر بهانهيي رشتهي سخن را به دست ميگرفت و با لعابي از مذهب سخن مي گفت ، ميپراکند ..
او خود را ديندار ميدانست و البته مبلغِ دين ..
ياد دارم شبي در محفلي سخن از نماز به ميان آمد و او هم که به شدت داعيهي اشاعهي دين داشت ، حضور داشت و سعي بليغي در نمازخوان کردنِ مردم ـ به ويژه حضار مجلس ـ نمود .. از موضعِ يک ديندارِ دينبلد به آموزش نماز پرداخت ..
نمازي که او آموزش مي داد ، قنوتش واجب بود و ... ( و تذکر بنده ي حقير نيز افاقهيي نکرد ) و .. ـ تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل - ...
وقتي در پايان جلسه از او توضيح خواستم که چرا مستحبِ خدا ( قنوت) را واجب ميکني ، با ناراحتي ـ و البته از موضعي که به زعمِ خودش هميشه هم حق بود ـ چنين پاسخ داد که : " خب اگه من بگم قنوت مستحبه و انجامش اِلزامي نيس ، اونا کمکم رکوع و سجود رو هم از نماز برميدارن و .. "
آري ، او براي حفظِ دينِ خدا ، تعمداً دروغ ميگفت و در تلاش براي ديندار کردنِ مردم از خدا هم پيشي گرفته بود .. او دايهي مهربانتر از مادر بود ..
خدايا تو را شاکرم که بين دينِ تو و دينِ آن کاسهي داغتر از آش ، گزينهي نخست را برگزيدم .. ))
-------------------------------------
و این مطلب آغازیست برای خواندن و شنیدن نوشته ها و حرف های میهمانان همنشینم در فضای کوچک کنج وب " نقش خیال " .
یا حق .
