
وقتی درخت
در معبد زمین
روئید
پنجره ای
به وسعت آسمان
باز شد
و نیایش
آغاز شد .
یا حق .
1 - متاسفم که بار ديگر بايد از بديهيات صحبت کنم . متاسفم که بايد متذکر شوم هيچ علاقه اي به تجسس در زندگي ديگران ندارم . اين عدم علاقه به تجسس در زندگي ديگران ، با احساس علاقه ي شخصي ام درباره ي " دانستن " ، و يا تعهدم به تحقيق و مطالعه و بررسي مردمان زمانه ام ، آنهم از دريچه ي حضور سينما به زندگي ام ، هيچ ارتباطي و هم نيز هيچ منافاتي ندارد . در واقع به گمانم فرق تحقيق با فضولي را مي دانم .. تفاوت " دانستن " در حيطه ي علوم انساني ، و " تجسس " در زندگي شخصي و خصوصي انسانها را مي فهمم .. فرق سينما و زندگي را هم .. اگر حمل به خودستايي نشود ، بايد عرض کنم شباهت و تفاوت سينما و زندگي را آموخته ام و اين مسئله را همين جا و از طريق اين رسانه به گوش همه مي رسانم .. به نظرم کسي که در ديگران تجسس مي کند و حفره هاي بزرگ و عجيب زندگي خود را نمي بيند ( يا نمي خواهد ببيند ) و چشم به حفره هاي زندگي ديگران باز مي کند ، در واقع قصد دارد حقارت خود را پشت حقارت هاي کوچک و بزرگ ديگران پنهان کند .. نه .. بيش از اين شايسته نيست در اين مورد صحبت کنم .. باز هم سکوت را ترجيح مي دهم .
2 - سينما از زندگي ، و زندگي از سينما تاثير مي پذيرد . زندگي ، هم تاثيرگذار است و هم تاثيرپذير .. همچنانکه سينما هم .. اين روزها علاوه بر نگارش چندين و چند طرح و فيلمنامه ي تازه ، مشغول مطالعه و بررسي زندگي ، آثار ، انديشه ها و تفکرات شخصي هستم که قرار است در آينده اي نزديک درباره اش فيلمي مستند توليد کنم . مدتي است سخت به فرم و ساختار اين فيلم مي انديشم ، هر چند تا هنگاميکه مطالعاتم درباره ي زواياي پنهان و آشکار موضوع کامل نشود ، انديشيدن به فرم و ساختار منسجم و متناسب با موضوع راه به جايي نمي برد . " دانستن " از زندگي ، آثار و انديشه هاي شاعر همشهري ام را بر خود واجب مي دانم تا پيرو آن ، ساختاري متناسب با محتواي فيلم را ، انتخاب و اجرا کنم . در واقع مصالح من ، زندگي اوست تا محتوا را بدانم . سپس بايد محتوا را در قالب ساختاري متناسب با زندگي او ، تنظيم ، طراحي و اجرا کنم . اعتراف مي کنم کار بسيار مشکلي است . البته اين اولين بار نيست که به تحقيق و بررسي و تحليل روي مي آورم اما اين مورد به دلايلي با موارد ديگر تفاوت دارد . پس قرار است با زبان سينما به زندگي شاعري همشهري بپردازم تا بعد از بازآفريني آن ، زندگي شاعر ( که حالا به فيلم تبديل شده .. ) ، به حريم زندگي مخاطبان وارد شود .. شايد که تاثيرگذار باشد و شايد نيز که نباشد .. اين ، همان تاثيرگذاري و تاثيرپذيري زندگي شاعر بر سينما و بعدها البته تاثير سينما بر زندگي ديگران است ..
3 - همچنانکه تحقيق و تفحص در مديوم سينما را بر خود واجب و ضروري مي دانم ، تجسس و فضولي در امور شخصي و خصوصي افراد را در حيطه ي زندگي ، غيرضروري و مضر مي دانم . اميدوارم آنانيکه در زندگي خود حفره هاي عجيبي داشته و دارند ، به حفره هاي زندگي ديگران سرک نکشند . چون چشم گاهي خطا مي کند . خطاي چشم ، خطاي خطرناکي است . وقتي قضاوت صورت گرفت ، خطرناکتر هم خواهد شد .. گاهي چشم ناظر ، نقطه ي ابهامي را تاريک مي پندارد ( سياه مي بيند ) و بر همين اساس به قضاوت مي نشيند . من از اينگونه " ديدن ها " و " دانستن ها " پرهيز کرده و خواهم کرد ...
به هر حال ...
۴ - می دانم مدتی است دیر می نویسم . تلاش می کنم به نوشتن هایم نظم بدهم .
يا حق .