
فیلم " نت هفتم " در بیست و چهارمین جشنواره ی بین المللی فیلم کوتاه تهران پذیرفته شد .
اسامی فیلمهای بخش ملی جشنواره ( بخش میراث نبوی ) به این شرح اند :
" آوای جاودان " ساخته ی امرالله محمودی . " بر شاخ این شجر " ساخته ی محمد ملا عباسی . " پر عشق " به کارگردانی تقی موسیوند . " چاووش " ساخته ی فرخ حنیفه نژاد . " طلوع " ساخته ی فرامرز شکاری . " قاصدک " ساخته ی محسن صالحی فرد . " محمد (ص) " ساخته ی پدرام گنجی . " محمد (ص) را بخاطر بسپار " ساخته ی علی موسوی نژاد . " نت هفتم " به کارگردانی سید مرتضی سبزقبا . " هر چه تو را به یاد من آورد زیباست " ساخته ی لیلی عاج .
جشنواره ی فیلم کوتاه تهران 22 تا 27 آبانماه 1386 در سینما فلسطین تهران برگزار می شود .
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران ( ایسنا ) فیلمهای پذیرفته شده ی چهارمین جشنواره ی فیلم کوتاه خوزستان به شرح زیر اعلام شدند :
" تا همیشه " ساخته ی مرتضی مطوری - " جای دوست ، جای دشمن " به کارگردانی الهام حسین زاده – " خارج از مدار " ساخته ی سمیرا مرتضی پور - " داستان غم انگیز و باور نکردنی مردی که در کاناپه فرو رفت " ساخته ی مریم زنگنه – " کورش تا کیانوش " ساخته ی محمود رحمانی – " بی خوابی " ساخته ی سید عباس شفیعی - " بی تابی " ساخته ی میثم رستگاری – " بر فراز منگره " به کارگردانی علی رضا امید رضا – " مسافر سرزمین عیلام " ساخته ی بهزاد تقی كهزاد - " پنجره " ساخته ی احمد زایری - " فوکوس " ساخته ی رضا حسین زاده - " دایره " ساخته ی معصومه اشتری - " خاک " ساخته ی معصومه علی پور - " خدا شاهد بود " به کارگردانی سعاد ویسی - " نوامبر " ساخته ی مجتبی عباسی - " ارجان " ساخته ی سعید برریزی - " پرده دزدی " ساخته ی ایمان برغشی - " جنبش آخر " ساخته ی امیر حسین افتخار پذیرایی - " مسلخ " ساخته ی مصطفی دریکوند - " عکس " به کارگردانی کیوان خاتمی – " پایان " ساخته ی مجید عیدان – " وقایع نگاری یک اتفاق ناخوشایند " ساخته ی سید مرتضی سبزقبا – " اطلاع رسان " ساخته ی پیمان عوض پور – " شانه های موازی " به کارگردانی منصور غلامي – " شک " ساخته ی فاطمه صادقی و " سایه هایی از نیاکان " ساخته ی احمد بشیری .
گفتنی است فیلمهای ذکر شده ، روزهای 28 ، 29 و 30 مهر ماه 1386 در سینما ساحل اهواز به نمایش گذاشته می شوند .
فیلم کوتاه " وقایع نگاری یک اتّفاق ناخوشایند " ساخته ی سید مرتضی سبزقبا در چهارمین جشنواره ی فیلم کوتاه خوزستان پذیرفته شد .
به گفته ی علی نقی طاهری ، سرپرست انجمن سینمای جوانان اهواز و دبیر جشنواره ، فیلمسازان خوزستانی 85 فیلم به دبیرخانه ی این جشنواره ارسال کردند که در نهایت هیئت انتخاب متشکل از : محسن توکل فرد ، بهزاد شیخی ، علی حیاتی و الهام کلانتر هرمزی ، فیلمهای انتخابی خود را جهت نمایش در بخش مسابقه ی چهارمین جشنواره ی فیلم کوتاه خوزستان اعلام کردند .
به گزارش پایگاه خبری فیلم کوتاه در بخش جنبی این جشنواره با نام " 20 سال سینمای اهواز " برترین آثار فیلمسازان دو دهه ی گذشته ی سینمای جوانان اهواز ، از جمله آثاری از رضا سبحانی ، مهرداد خوشبخت و مرادی جاوید به نمایش درخواهد آمد .
هیئت داوران این جشنواره را طیبه فلکیان ، مهدی فرودگاهی و فریدون قائدی تشکیل می دهند .
گفتنی است چهارمین جشنواره ی فیلم کوتاه خوزستان از 28 تا 30 مهرماه 1386 در سینما ساحل اهواز برگزار می شود .
" وقایع نگاری یک اتّفاق نا خوشایند " در مدت زمان 20 دقیقه و در قطع مینی دی وی ، و به تهیّه کنندگی انجمن سینمای جوانان دزفول تولید شده بود .
به رسم ادب و به قصد سپاس ، عوامل اصلی تولید این فیلم را ذکر می کنم :
بازیگران : عادل خلف عادلی ، حجّت مرادی ، عبدالحسین صنیعی و فرشته شیخ . عکاس : حجت خودآمد . دستیار کارگردان : مجتبی زاهد . تصویربردار پشت صحنه : حسین علیزاده . موسیقی : محسن مستکین و مجتبی زاهد . تصویربردار : علی خانبابا و سید مرتضی سبزقبا . و
تدوین ، صداگذاری ، نوشته و کارگردانی : سید مرتضی سبزقبا .
جسارتا این آخری را فقط به این دلیل ساده ذکر کردم که شناسنامه ی تولید فیلم ناقص نماند...همین .. یا حق .
از مدّتها پیش تصمیم داشتم هر از گاهی که ، به لطف دیدن فیلمی ، بر سر شوق می آیم ، چیزکی درباره اش بنویسم . نه البتّه نقد ، چون من منتقد نیستم ، امّا قرارم این بود و هست که احساسم را در مورد آن بیان کنم . برای کسی چون من که به خیال خود سینما را کمی جدی تر دنبال می کند ، این ، موضوع عجیب یا تازه ای نیست . پس به دلایل گوناگون ، در این وبلاگ از فیلمهایی صحبت خواهم کرد که یا بسیار دوستشان دارم ، و یا علیرغم عدم وجودِ علاقه ام ، از هر حیث آنچنانند که هر شیفته ی سینمایی را به نوشتن ترغیب می کنند . این بخش از اینگونه نوشتن هایم به زودی آغاز خواهد شد .
همانطور که در عنوان این مطلب هم آمده ، این ، به نوعی یک مقدّمه یا پیش درآمد بر مطالبی خواهد بود که بعد از این راجع به فیلمهای برتر سینمای ایران و جهان ، خواهم نوشت .
به هر حال یکی از دلمشغولی هایم ، نوشتن درباره ی سینماست ، به خصوص سینمایی که دوست می دارم .
به اُمید سینمایی پاک و روشن و زیبا ..... یا حق .

با خود قرار گذاشته بودم در فرصتی مناسب از " خانه ی اجدادی " و دوستان همراهِ آن ، بیش از این بگویم . بر سر قرارم با خود ، امروز به یاد روزهای خانه ی اجدادی دفتر خاطرات ذهنم را مرور کردم . مفصّل است آنچه که مسبّب ساختِ خانه ی اجدادی شد و آنچه که برای ساختنش بر سَرمان آمد . کوتاه می گویم .
" خانه ی اجدادی " گوشه ای از سرگذشتِ پدران و مادران ماست . ماجرای جوانی که در کودکی پدر و مادرش را بر اثر تصادفی از دست داده . شرح روزی از روزگارِ پسری جوان، که بعد از سالها به زادگاهش دزفول باز می گردد .. به خانه ای که پدر و مادرش در آن چشم به جهان گشوده اند ، زندگی کرده اند ، عاشق شده اند ، ازدواج کرده اند و ... او کلید خانه ای را در دست دارد که امروز هیچکس در آن زندگی نمی کند ... خانه ای فرسوده که هر روز بیش از پیش به بادِ فراموشی سپرده می شود ... او به خانه ای بر می گردد تا از نقش آجرهای زیبا امّا فرسوده ی آن ، از درزِ آجرهای شکسته ی آن ، رنگ و بوی هویّتِ خویش را ببیند و ببوید ... و او می بوید و می بیند آنچه را که حسرتِ نبودنش انسان های بی قرار این روزها را سخت می آزارد ..
" خانه ی اجدادی " سعی دارد مخاطب را با فرهنگ و آداب و رسوم و گویش مردمِ اهالی شهرِ تاریخی دزفول ، آشناتر کند . این فیلم ۱۹ دقیقه ای ، با تلاشِ دوستان بلند همّتم در یکی از زیباترین و ارزشمندترین خانه های قدیمی شهرم ، دزفول ، تصویربرداری شد . هر چند برای هر روزِ تصویربرداری در این مکان دردسرهای بیشماری کشیده ایم امّا بی انصافیست اگر از کارکنان محترم سازمان میراث فرهنگی دزفول تشکّر نکنم . پس از آنها صمیمانه تشکّر می کنم .
افراد زیادی مرا در تهیّه و تولید این فیلم یاری دادند که نام همه ی آنها در تیتراژ فیلم آمده است امّا به جزء دوستانی که معرفتشان را برای فیلم هزینه کردند ، دوستان دیگری از هُنرشان برای تولید این فیلم خرج کردند که نامشان را بهمراهِ سپاس و تشکّرِ بی اندازه اَم ، ذکر می کنم .
در مرحله ی نگارش طرح فیلمنامه ، دوستِ خوبی به نام ناصر قائد رحمتی همراهم بود که حالا سالهاست از هم کاملاً بیخبریم . در مرحله ی بسط و گسترش داستان ، ایده ای از برادرِ بزرگم سیّد رضا سبزقبا وام گرفتم که بعدها ، همان ایده ، در مرحله ی سخت نگارش فیلمنامه – که خود به تنهایی انجام دادم – بسیار کمکم کرد . برخی از پلان های فیلم را دوستِ دیگرم سیّد علی صفوّیان تصویربرداری کرد که در همان اوایل تصویربرداری برای امری خیر از گروه جدا شد و از سرِ اجبار بقیّه ی پلان های فیلم را – که کم هم نیستند – خودم تصویربرداری کردم . حجّت خودآمد دوستِ خوبِ دیگرم تصویربرداری پشت صحنه را انجام داد . مجتبی زاهد ، همراه همیشگی من تا بحال ، علاوه بر اینکه در تدوین و صداگذاری فیلم همکاری کرد ، عکّاس و آهنگساز فیلم هم بوده است . سید رئوف سید نبیّان دوست عزیزی که من فقط در این فیلم افتخار همکاری با ایشان نصیبم شد ، منشی صحنه ی فیلم بود . هر جا هست امیدوارم خوشبخت و سلامت باشد . عزیز دیگرم مصطفی نسّاج و دوست بزرگوارم امیر پیمانی فر ، دستیاران تصویربردار بودند و سیّد رضا سبزقبا سرپرستی امور تدارکاتِ فیلم را برعهده داشت . سیّد محمّد مرتضوی ، سیّدِ دوست داشتنی و بزرگوارم همواره و در طول تولید فیلم بسیار کوشید تا فیلم به سرانجام برسد . ضمن اینکه همگی این دوستان در مرحله ی پیش تولید ، به من و فیلم بسیار کمک کردند . از همه ی آنها تشکّر می کنم . آرزویم برای تک تک آنها سلامتی و خوشبختی است . حالا سالهاست که بعضی از این دوستان نسبتشان با سینما را از دست داده اند ، بعضی همچنان و به سختی و به هرحال ... ( .............. ) سعی می کنند از دست ندهند و معدود افرادی هم سینما را همان زندگی و زندگی را همان سینما می دانند و معتقدند برای آنها سینما و زندگی غیر قابل تفکیکند .
آقای مسعود طالبی و خانم زهرا مهدوی ، دو تن از بازیگران تاتر دزفول در این فیلم با من همکاری کردند که امیدوارم در فیلم های آینده ام دوباره این افتخار نصیبم بشود .
دوست عزیزم محمد شاه حسینی لطف کرد و نقش جوان اول فیلم را برعهده گرفت .
ما برای این فیلم دو بار موسیقی ساختیم . بار اول موسیقی متن را دوستان بزرگوارم جناب علیرضا شوشی ، حسین جمشیدی زاده و علیرضا تابنده نواختند که سرپرستی آن برعهده ی عزیزم علیرضا شوشی بود . موسیقی اول را دوست داشتم اما در تدوین آخر به دلایلی ( یکی اینکه مسلما زمانبندی قطعات نواخته شده ی این عزیزان با تدوین نهایی تطبیق نداشت ) از آن استفاده نکردم . امیدوارم افتخار همراهی با این سه همراه را در فیلمهای بعدی پیدا کنم .
امیدوارم در این ذکر اسامی ، دوستی از قلم نیافتاده باشد که اگر اینچنین باشد ، شرمگینم و از ایشان عذر می خواهم .
این مطلب فقط به حکم احترام به همراهان " خانه ی اجدادی " و بخاطر حفظِ خاطره هایی از روزگار خوبِ فیلم به یادگار نوشته شد .
به هر حال این فیلم در سال ۱۳۸۵در بیست و سوّمین جشنواره ی بین المللی فیلم کوتاه تهران حضور داشت و در هفتمین جشنواره ی منطقه ۳ کشور ، برنده ی جایزه ی بهترین فیلم در بخش چشم انداز سرزمین زیبای من شد .
نتایج داوری هفتمین جشنواره ی منطقه ۳ به نقل از خبرگزاری جمهوری اسلامی ( ۲۹/۱۰/۱۳۸۵) به شرح زیر است:
هفتمين جشنواره فيلم كوتاه منطقهاي خوزستان پنجشنبه شب ۲۸ دیماه ۸۵ با معرفي آثار برتر اين جشنواره در اهواز به كار خود پايان داد.
در آيين پاياني اين جشنواره كه در مهمانسراي دانشگاه شهيد چمران اهواز برگزارشد، هيات داوران متشکل از آقایان: محمد تهامی نژاد، شهاب الدین عادل و کاوه بهرامی مقدم ، با معرفي فيلم كوتاه "طعم خورشيد" ساخته عباس اميني به عنوان بهترين فيلم جشنواره، برترينهاي بخشهاي مختلف را بهشرح زير اعلام كرد:
دربخش مسابقه با موضوع آزاد، "طعم خورشيد" بهدليل انتخاب موضوع انساني، كار در شرايط دشوار و دستيابي به جوهره دروني و لطيف آدمهايي در نيزارهاي هفتتپه عنوان بهترين فيلم، ديپلم افتخار و جايزه هشت ميليون ريالي را كسب كرد.
در بخش پويانمايي، تنديس جشنواره و مبلغ شش ميليون ريال به خاطر انديشه خيالانگيز، تركيب رنگها، سادگي، انسجام و ايجاز در انتقال فكر به فيلم "فاصله" ساخته جلال نعيمي اهدا شد.
دربخش تحقيق و فيلمنامه نويسي مستند، ديپلم افتخار، تنديس جشنواره و سه ميليون ريال به خاطر تحقيق ميداني و ارائه آثار هشداردهنده درباره يكي از مهمترين مسائل معاصر يعني كودك آزاري به طالب پورصميمي براي فيلم مستند "قدغن" اهدا شد.
همچنين لوح افتخار، تنديس جشنواره و دوميليون ريال بهخاطرانعكاس زواياي پنهان فرهنگ بومي و آرزوي دستيابي به تاملي هوشيارانه به سيد وحيد طباطباييان براي فيلم "مافات" تعلق گرفت.
در بخش فيلمنامه نويسي فيلم داستاني، لوح افتخار، تنديس جشنواره و سه ميليون ريال به خاطر ايجاز در شخصيت پردازي و داستان گويي موثر همراه با تعليق حسابشده به اسماعيل منوشن نويسنده فيلم داستاني "كه يكي ديگري بود" اهدا شد.
در بخش تصويربرداري "رضا عبيات" تصويربردار فيلم طعم خورشيد به خاطر جسارت در بكارگيري دوربين در شرايط خاص، بافت نوري و تركيب بندهاي منظم و زيبا ديپلم افتخار، تنديس جشنواره و شش ميليون ريال و "مرتضي قيدي" تصوير بردار فيلم "محدوده دايره" به خاطر حركت منطقي و دشوار دوربين در مسيري طولاني و حفظ ميزانسن زنده و رودرروي دوربين زنده ديپلم افتخارو دوميليون ريال اعطا شد.
در بخش تدوين، "مهدي اسدي" و "افسانه محتشمي" براي فيلم "من بر زمين سنگين شدم" مشتركا برنده ديپلم افتخار تنديس جشنواره و شش ميليون ريال به خاطر ايجاد ضرباهنگ مناسب و موزون، برش منطقي صدا و تصوير و دستيابي به ساختار در خور موضوع شدند.
در بخش كارگرداني نيز ديپلم افتخار، تنديس جشنواره و شش ميليون ريال به خاطر جسارت در دستيابي به ساختاري منسجم حاصل از دكوپاژ دقيق و يكپارچگي در بيان سينمايي و گستردگي شمول مفهوم زندگي و عشق، به "عباس اميني " كارگردان فيلم طعم خورشيد اهدا شد.
درطراحي صحنه نيز "موسي عليجاني" طراح صحنه فيلم "پنجره" بهخاطر چيدمان منطقي و زيبا حائز لوح تقدير و دو ميليون ريال شد.
دربخش جنبي اين جشنواره با موضوع پيامبر اعظم(ص)، ديپلم افتخار، تنديس جشنواره و پنج ميليون ريال بهفيلم "سايههاي سكوت" ساخته شهريار پورسيديان سيديان بهخاطر دستيابي به واقعيت دروني واعتقادات مذهبي يك بانوي باايمان در قالب مستند با ساختاري منسجم اهدا شد.
دربخش ديگر جنبي اين جشنواره باعنوان "چشمانداز سرزمين زيباي من"، فيلم "خانه اجدادي" ساخته سیّد مرتضي سبزقبا به خاطر تلفيق زيباي معماري و بافت سنتي دزفول با خاطرات كودكي فيلمساز كه منجر به توليد اثري شاعرانه شده ديپلم افتخار، تنديس جشنواره و پنج ميليون ريال را كسب كرد.
همچنين هيات داوران، لوح تقدير ويژه و سه ميليون ريال به خاطر انعكاس تصويري انساني به "محمود رحماني" براي فيلم "مدار صفردرجه" اهدا كردند.
دربخش مجري طرح نيز حوزه هنري استان خوزستان به خاطر حمايت از توليد آثار فاخر، تنديس جشنواره و ديپلم افتخار و جايزه نقدي را كسب كرد.
همچنين ماجد نيسي و محمود رحماني دو فيلمساز خوزستاني در اين جشنواره لوح تقدير جشنواره را كسب كردند.
گفتني است، هفتمين جشنواره فيلم كوتاه منطقهاي خوزستان باحضور هنرمندان ۹استان كشور از ۲۶ لغايت۲۸ديماه ۸۵ در اهواز برگزار شد.