به نقل از خبرگزاری ایسنا:

 
یک فیلم‌ساز معتقد است: فصل تازه
‌ای در شیوه ی مدیریت سینمای کوتاه کشور آغاز شده است.

سید مرتضی سبزقبا در گفت ‌‌و گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ـ منطقه ی خوزستان ـ گفت: به نظرم فصل تازه ای در شیوه ی مدیریت سینمای کوتاه کشور آغاز شده است. امیدوارم این موج خیلی زود به ساحل سینمای کوتاه خوزستان هم برسد و بنیان تفکرات فرسوده و کم مایه و مدیریت‌ های بی ‌ثمر و حتی زیان ‌آور این سال‌ ها از ریشه برچیده شود.

وی با بیان این که سینمای کوتاه به اندیشه‌ ای بلند و عمیق نیازمند است افزود: آن چه سینمای کوتاه را از ورطه ی سکون و از دوران فترت ‌اش رها خواهد کرد اندیشه ی کاربردی صحیح در شیوه ی مدیریت کلان آن است.

او خاطرنشان کرد: سال ‌هاست که به جز دانشکده‌ ها، دانشگاه‌ ها و مراکز خصوصی وظیفه ی آموزش و پرورش فیلم‌سازان جوان برعهده ی انجمن سینمای جوانان ایران است. شاید اوج دوران درخشان این انجمن در دهه هفتاد بود که به واسطه ی سیستم آموزشی مؤثر و تفکرات مدیریتی کارآمد، از درون این انجمن فیلم‌سازان و استعدادهای تازه ‌ای به سینمای حرفه ‌ای ایران معرفی شدند. اما سال ‌ها مدیریت این انجمن آموزشی مهم به دست مدیرانی سپرده شده بود که قصد داشتند دوباره و از نو چرخ را اختراع کنند.

سبزقبا اظهار کرد: آن ‌ها سیستم مدیریتی "آزمون و خطا" را به طور مداوم تکرار کردند و بر مشکلات آموزشی سینمای کوتاه کشور مصائب دیگری هم افزودند. روش ‌های ناکارآمد و زیان بار آن ‌ها؛ چه در مبحث آموزش و چه در پروسه ی تولید، به اضافه ی عدم نظارت بر شیوه ی مدیریت برخی دفاتر در شهرستان‌ ها مشکلات سینمای کوتاه کشور را صد چندان کرد.

این فیلم‌ساز خاطرنشان کرد: در برخی دفاتر انجمن مدیریت ‌های سلیقه‌ ای، روش‌ های آموزشی ناقص، رویکرد تحقیرآمیز و رفتارهای توهین ‌آمیز نسبت به هنرجویان، تبعیض ‌ها و تخلف ‌ها در شیوه ی معرفی برخی نوآموزان جهت صدور بیمه ی هنرمندان، ترویج نوعی ساده‌ انگاری و کاهلی در تولید فیلم، و از طرفی سخت‌گیری ‌های غیرضروری، زیان‌ آور و بسیار عجیب، به دفع هنرجویان و از بین بردن انگیزه ‌های آن ‌ها برای حضور در سینمای کوتاه منجر شد و آثار زیان بار این روش مدیریت بسیار سخیف هنوز هم در بین هنرجویان و علاقه‌ مندان سینمای کوتاه دیده می ‌شود.

او تصریح کرد: جالب این است که در طول این سال ‌ها به دلیل عدم نظارت بر شیوه ی مدیریت برخی دفاتر، هیچ کدام از مسئولان عالی رتبه ی انجمن، حتی از سوءمدیریت برخی از مدیران زیرمجموعه ی خود اطلاع پیدا نمی ‌کردند و احیانن اگر هم اطلاع پیدا می‌ کرده‌اند برای اصلاح این مسایل و مشکلات مدیریتی هیچ گونه اقدامی نمی‌ کردند. نوعی "میان مایگی" رواج پیدا کرده بود که البته با آمدن دولت تدبیر و امید، بوی تغییری مؤثر در شیوه ی مدیریت کلان انجمن به مشام رسید. آن‌ ها رفتند و دیگرانی که آمدند توهم و قصدی برای اختراع دوباره ی چرخ سینما در سر ندارند.

کارگردان فیلم کوتاه "برای او" بیان کرد: امیدوارم با مدیریت جدید انجمن سینمای جوانان ایران، روح تازه ‌ای در کالبد مدیریتی این نهاد فرهنگی و هنری مهم کشور دمیده شود. من به عنوان یکی از اعضای انجمن سینمای جوانان ایران به این تغییر بسیار امیدوارم. حالا وقت آن فرارسیده  است که بنیان تفکرات فرسوده و کم مایه و مدیریت‌ های بی ثمر و حتی زیان ‌آور این سال ‌ها در برخی دفاتر انجمن برچیده شود. سینمای کوتاه به اندیشه ‌های بلند نیازمند است. این اندیشه در مدیریت جدید انجمن سینمای جوانان ایران دیده می ‌شود. گام ‌های مؤثری در جهت رفع مشکلات و موانعی که سینمای کوتاه، هنرجویان و فیلم‌سازان این عرصه را آزار می ‌دهد برداشته شده است.

وی با اشاره به این که تداوم در این برنامه‌ ریزی ‌ها و اجرای کارآمد روش ‌های مدیریتی صحیح می‌ تواند به سینمای کوتاه کشور روح تازه‌ای در اندیشه و دانش سینمایی بدمد گفت: باید برای هنرجویان و فیلم‌سازان جوان چشم ‌انداز روشنی تعریف کرد و آن ‌ها را نسبت به مسیری که دشواری ‌های خاص خود را دارد آگاه کرد و در این راه به آن‌ ها مشاوره‌ های مفید داد، استعدادهای آن‌ ها را شناسایی کرد و آن ‌ها را از آموزش‌ های تکمیلی و تخصصی بهره‌ مند کرد. باید سازوکاری طراحی کرد که درصد خطا و اشتباهات برخی مدیران دفاتر شهرستان ‌ها را تا حد ممکن به صفر برساند و اجازه نداد که اشتباهات یک مدیر یا سرپرست برخی دفاتر سرنوشت هنری یک جوان هنرجو را به شکل دیگری رقم بزند.

سبزقبا با بیان این که آن چه در مدت مدیریت جدید انجمن شاهد بوده‌ ایم تغییراتی مؤثر و مثبت را در مجموعه ی  سینمای کوتاه کشور نوید می ‌دهد افزود: امیدوارم این تغییرات به شکل مداوم و مستمر ادامه پیدا کنند و روح تازه ‌ای در کالبد سینمای کوتاه دمیده شود. انجمن سینمای جوانان ایران ظرفیت معرفی فیلم‌سازانی که به مهارت، هنر و دانش سینمایی مجهز باشند را داراست. این ظرفیت ‌های پنهان باید به واسطه ی برنامه ‌ریزی‌ های صحیح در مدیریت این مهم‌ ترین نهاد آموزشی سینمای کوتاه کشور آشکار و هویدا شود. هنوز هم می‌ توان انتظار داشت تا انجمن سینمای جوانان ایران در آینده ‌ای نزدیک فیلم‌سازان مهمی به سینمای ایران معرفی کند.

در ایسنای خوزستان بخوانید.

 یا حق.   


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, گفت و گو با ایسنا, درباره ی انجمن سینمای جوانان ایران
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت  ۱۸:۲۸ بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

                سید مرتضی سبزقبا-عکس از حجت کایدخورده- طرح از سید مرتضی سبزقبا

آن چه برمی ­شمرم مشخصن همانی ­ست که باید بگویم. هیچ تعبیر و تفسیر دیگری ندارد. دلیل واضح ­اش هم همین نکته ­ی ساده است که: " ...". نه اجازه بدهید توضیح بدهم بعد به این جمله هم خواهم رسید. جمله ­ای که به جای ­اش "سه نقطه" گذاشتم و فعلن گفتن ­اش را به تأخیر می ­اندازم تا ابتدا مقدمات ­اش را بنویسم.

همیشه و در طول این سال ­ها همراه و همدل­ ام بوده و در برابرم آئینه­ ای بوده تمام قد. در بزنگاه­ های دشوار زندگی، کنارم بوده و به موازات من سختی­ ها و مصائب زیستن را با من بر دوش گرفته است و آرام و پیوسته پا به ­پای من از کوچه ­پس ­کوچه های زندگی عبور کرده است. هیچ ­وقت از مصائب و دشواری­ های زندگی من نهراسیده است و تنهای ­ام نگذاشته است. همواره آن بوده که باید باشد، نه کمتر و نه بیشتر. هیچ ­وقت به من دروغ نگفته است. او در زندگی من، جای کسی را پُر نکرده است. او نیامده که جای خالی تنهائی ­های مرا یا شکست­ های احتمالی مرا پُر کند. او نیامده که خلوت مرا به هم بریزد. وقتی یک دوست انتخاب می­ کنیم معنای ­اش آن نیست که دوست دیگری را به جای دوست جدید، از فهرست "دوست"­های ­مان خط بزنیم. هیچ­ کس در زندگی ­مان، جای کس دیگری را پُر نمی­ کند. اگر درست بیاندیشیم و درست انتخاب کنیم، از این جایگزینی ­های بی ­ثمر پرهیز می ­کنیم. آن چه را که برشمردم مشخصن همانی ­ست که باید می ­گفتم. تعبیر و تفسیر دیگری ندارد و حالا می­ توانم جای خالی آن "سه نقطه" را با یک جمله پُر کنم و آن هم این که: "نقش خیال، در زندگی من همیشه و در طول این سال ­ها در جای خودش قرار گرفته است نه در جای هیچ چیز دیگری."

"نقش خیال" برای آن متولد نشده است که لحظه­ های تنهائی مرا پُر کند. حضور من در فضای مجازی به این دلیل نبوده که از تعداد آدم ­های زندگی غیرمجازی ­ام کم شده باشد و احیانن با این شیوه، کوشیده باشم بر تعداد آدم ­های پیرامون ­ام بیافزایم. البته واضح است که در فضای مجازی با افراد مختلفی آشنا شده ­ام که برخی ­های ­شان به دوستی­ های پایدار و رفاقت ­های صمیمانه ­ای تبدیل شده­ اند، اما سخن این است که چیزی را در دنیای واقعی از دست نداده­ ام تا در دنیای مجازی به دست بیاورم. اساسن "نقش خیال" جای هیچ کس و هیچ چیز دیگری را برای من پُر نکرده است، در نتیجه در طول این سال ­ها هیچ ­وقت از من دور نشده است یا من از آن دور نشده ­ام. زیرا وجود "نقش خیال" را نه تسلائی از سر تنهائی می­ دانسته ام و نه جبران خسارتی بابت یک شکست. حضور "نقش خیال" در زندگی من نه تفریح من بوده و نه قرار بوده برای ­ام معجزه کند.

 آن چه بعضی دوستان درباره ­ی وبلاگ شخصی ­شان انجام داده ­اند را نمی ­پسندم. این که بعضی ها تصور می ­کنند با این وبلاگ و در این فضا می ­توان تمام مشکلات شهر، استان و کشورمان را برطرف کنیم ساده ­انگارانه به نظر می ­رسد. البته قطعن درباره ­ی این که می ­توان از این روش مثل خیلی روش­ های اجتماعی دیگر( نه کمتر و نه بیشتر)، برای بهبود شرایط جامعه از هر حیث استفاده کرد، شکی نیست. من خود در طول این سال ­ها هم با همین دیدگاه درباره ­ی ناهنجاری­ های جامعه نوشته ­ام و از این پس هم خواهم نوشت. از طرفی این که بعضی دوستان دیگر هم پس از حضور در فضای مجازی، هیچ برنامه و راهبردی برای وبلاگ­ شان طراحی و اجرا نمی ­کنند و انگار از سر تفریح و یا به خاطر این که از قافله ­ی حضور در فضای مجازی عقب نمانند وبلاگ راه ­اندازی کرده اند اما ماه به ماه، از آن بهره ­ای نمی ­برند را نیز بی ­ثمر و بی­ فایده می­ دانم. هیچ آدمی کار بی ­ثمر انجام می­ دهد واقعن؟ شاید هم این دوستان از ابتدا تصور کرده ­اند که با راه ­اندازی یک وبلاگ می­ توانند کارهای بزرگی انجام بدهند و یا با آن می ­توانند جای خالی چیزی را در زندگی ­شان پُر کنند، و چون خیلی زود متوجه شده ­اند که وبلاگ و اساسن فضای مجازی آن چیزی نبوده که تصور می­ کرده ­اند، سرخورده شده­ اند و وبلاگ و فضای مجازی را به امان خدا رها کرده­ اند و عطای­ اش را به لقای ­اش بخشیده­ اند. اگر این چنین باشد معلوم می ­شود که این دوستان اساسن از همان ابتدا تصور درست و تحلیل صحیحی درباره­ ی فضای مجازی نداشته­ اند.

برای من "نقش خیال" از این زاویه همواره ارزشی داشته که می­ تواند چیزهای دیگر زندگی، برای ­ام داشته باشند. مثل دوستانی که در زندگی ­ام حضور دارند و بابت وجودشان بسیار خرسندم و خدای مهربان را بسیار شاکرم. "نقش خیال" دقیقن همانی بوده که از آن انتظار داشته ­ام. نه زنگ تفریح من بوده است (که به بهانه ­ی بهانه­ های زندگی رهای ­اش کنم) و نه قرار بوده با آن تمام مشکلات عالم را برطرف کنم (که به این دلیل وقت بی ­شماری را برای ­اش صرف کنم). تأثیرش در زندگی ­ام را خوب می ­دانم. حتا راست ­اش می ­دانم که حضورش در جامعه هم بی ­تأثیر نبوده است و از این حیث خوشحال­ ام که بی ­ثمر و بی ­فایده نیز نبوده است. نقشِ "نقش خیال" در زندگی من روشن است و برای این که به "نقش خیال" بپردازم چیزی از زندگی در دنیای واقعی را از دست نداده ام. "نقش خیال" را جایگزین چیز دیگری در زندگی ­ام نکرده­ ام که مثلن انزوای شخصی یا شکست­ های احتمالی ­ام را با آن جبران کنم. "نقش خیال، در زندگی من همیشه و در طول این سال­ ها در جای خودش قرار گرفته است نه در جای هیچ چیز دیگری."

به پاس این همه سال بودن ­ات در زندگی ­ام وظیفه­ ی خود می­ دانم که در گوش ­ات جمله ­ای را زمزمه کنم و آن این که:

نقش خیال من! تولد 8 سالگی ­ات مبارک باد!

یا حق.


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, 8 سالگی نقش خیال, 1394
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت  ۱۳:۳۲ بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

   

"خشونت" در دنیای ما به شکل فزاینده ای گسترش پیدا کرده است. حالا دیگر نه لزومن به واسطه ی وسایل ارتباط جمعی و نه لزومن به خاطر در دسترس بودن امکانات ارتباطی وسیع تری چون شبکه های مختلف تلویزیونی، سایت های خبری و شبکه های اجتماعی و حتی گوشی تلفن همراه از اتفاقات خشن و رخدادهای خشونت بار آگاهی پیدا می کنیم، بل که به سبب گسترش اعمال خشن و نیز ترویج ادبیات خشونت طلبانه در پیرامون مان، "خشونت" بیش از هر زمان دیگری در زندگی ما جریان دارد و همچون رودی سیل آسا، ذهن و روح و روان و رفتار و گفتار ما را در معرض خطری جدی قرار داده است.

"خشونت" عرصه های مختلف زندگی ما را تهدید می کند و گاه متأسفانه ما را به شدت اسیر خویش می کند. گاهی انسان ها آنچنان در گیرو دار زندگی، عرصه را به "خشونت" وامی گذارند که خشونت فیزیکی، روانی، عاطفی و کلامی، زوایای مختلف زندگی شان را دربرمی گیرد. مصادیق بسیاری پیرامون ما وجود دارد که وجود "خشونت" در رفتار و گفتار ما را به اَشکال مختلف به اثبات می رساند.

از طرفی استفاده ی نادرست از ابزارهای زندگی مدرن به خصوص وسائل مختلف ارتباط جمعی به مثابه ی ابزاری برای انتقال خشونت به شیوه های مختلف بر خشونت جاری در تار و پود جامعه ی ما افزوده است. این که فردی خبر سگ کشی بی رحمانه ی اخیر را از منبعی خبری و موثق برای آگاهی از آن بخواند، بسیار متفاوت تر از آن است که شخصی کلیپ این عمل غیرانسانی را در گوشی تلفن همراه خود ذخیره کند و گاه به گاه در شب­نشینی های دوستانه یا خانوادگی به شکل تفریحی برای این و آن نمایش بدهد و کم­کم قبح این عمل غیرانسانی را بشکند و مستقیم یا غیرمستقیم به تبلیغ خشونت بپردازد. بین شخصی که با استفاده از فضای مجازی به نقد و بررسی شرایط فرهنگی و هنری موجود می پردازد، از زمین تا آسمان فرق است با آن­کس که با همین وسیله با ادبیاتی نامحترمانه و با بهره گیری از ناسزا و توهین و افتراء خشونتی آشکار را ترویج می دهد. اولی در فرهنگ نقد آثار هنری و ارتقاء فرهنگ و هنر قدم مفیدی برداشته و دومی در ترویج بی ادبی و شکستن قبح خشونت کلامی قلم­فرسائی کرده است.

"خشونت" تعریف گسترده ای دارد. بی احترامی به همنوع خود، بی توجهی عاطفی به کودکان، ایجاد فضای روانی و روحی ناامن در روابط اجتماعی به واسطه ی ابزارهائی غیراخلاقی همچون دروغ، تهمت، افتراء و ناسزا، نامهربانی با حیوانات، جانداران و طبیعت پیرامون، عدم رعایت قوانین راهنمائی و رانندگی، همه و همه فقط بخش اندکی از خشونت پیدا و پنهانی ست که در جامعه ی ما به وفور یافت می شود و ذهن و روح و روان ما را به شدت آزار می دهد.

ما عادت کرده ایم بی آن که بدانیم در ترویج "خشونت" نقش داشته باشیم. گاه نمی دانیم و یا نمی خواهیم بدانیم که سهم هر یک از ما در ترویج خشونتِ پیدا و پنهانِ موجود در جامعه به چه میزان است؟ هر یک، دیگری را به خشونت متهم می کنیم و خود را از آن چه که عمل خشونت­آمیز می دانیم و می شناسیم مبرا فرض می کنیم. این نکته دقیقن به شیوه ی زیستن، و سیر و سلوک شخصی ما در زندگی، بستگی و وابستگی مستقیم دارد. آن کس که در فضای مجازی با نام مستعار به این و آن حمله می کند و شکست ها، حسرت ها و عقده های خود را به بهانه ی نقد دیگران، به شکل طعنه و کنایه، و کوچک شمردن موفقیت های آن ها و گاه بی احترامی و بی ادبی به حریم هنری و شخصی افراد بروز می دهد، به طور مستقیم به ترویج "خشونت" کمک کرده است. این موضوع از شیوه ی زیستن اینگونه افراد نشأت گرفته است. این افراد آن چه را که در خود ذخیره کرده اند به شکل نیروئی منفی به نام "خشونت" به اَشکال مختلف در جامعه و فضای پیرامون خود پراکنده می کنند. فراموش نکنیم که ما آن­گونه زندگی می کنیم که می اندیشیم. شیوه ی زندگی ما، در انتشار نیروی خیر و یا در گسترش نیروی شر به طور مستقیم دخالت دارد. اگر نگران افزایش خشونت پیدا و پنهان موجود در جامعه ی خویش هستیم، هر کدام از ما فقط به سهم خود در کنترل و جلوگیری از گسترش "خشونت" بکوشیم. بکوشیم سهم خود در ارتقای سطح سلامت روانی و عاطفی جامعه را کوچک نشماریم.

"خشونت" گستره ی وسیعی از رفتارهای نابهنجاری را در برمی گیرد که ذهن و روح و روان انسان ها را می آزارد. "خشونت" لزومن یک عمل فیزیکی خشن نیست که آن هم هست البته. چرا فقط هر وقت مسأله ای غیرانسانی همچون سگ کشی بی رحمانه ی اخیر اتفاق می افتد، نگران افزایش خشونت در جامعه می شویم؟ تعریف "خشونت" را به این گونه رفتارها تقلیل ندهیم. "امر خشن" گاه گفتن یک دروغ است. "خشونت" گاه خیانت یک دوست به دوست دیگر است. البته که آن رفتار غیرانسانی سگ کشی بی رحمانه نیز "خشونت" است و آدمی باید از "خشونت" به هر شکلی که باشد بپرهیزد، اما "خشونت" تعریف گسترده تری دارد. به تعریف گسترده ترش بیاندیشیم و همه ی ما به اندازه ی سهم مان از ترویج "خشونت" در خانواده و جامعه ی خویش جلوگیری کنیم.

یا حق.       


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, درباره ی خشونت, در حوالی زیستن
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت  ۱۰:۵۴ قبل از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 


     جشنواره ی ملی فیلم کوتاه سما

     سید مرتضی سبزقبا در اختتامیه ی نخستین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه سما

آئین اختتامیه ی نخستین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه سما جمعه 28 فروردین ماه 1394 در فرهنگسرای اندیشه ی تهران برگزار شد و طی آن برگزیدگان جشنواره معرفی شدند و مورد تقدیر قرار گرفتند.          

فیلمنامه های "روی جاده ی برفی" و "قاصدک" هر دو نوشته ی سید مرتضی سبزقبا جایزه ی سوم بهترین فیلمنامه، دیپلم افتخار و جایزه ی نقدی نخستین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه سما را دریافت کردند.

همچنین هیئت داوران این جشنواره فیلمنامه های یاد شده را مستحق دریافت حمایت مالی برای تولید اثر دانست.  

فیلمنامه ی "روی جاده ی برفی" پیش از این برنده ی لوح تقدیر بهترین فیلمنامه از چهل و هشتمین جشنواره ی منطقه ای سینمای جوان خرم آباد، برنده ی جایزه ی دوم بهترین فیلمنامه ی پنجمین جشنواره ی فیلمنامه نویسی رضوی قزوین، برنده ی لوح تقدیر و جایزه ی سوم بهترین فیلمنامه ی کوتاه هفتمین جشنواره فیلم مستند و فیلمنامه نویسی رضوی تهران و نیز کاندیدای دریافت جایزه ی بهترین فیلمنامه در دومین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه حسنات اصفهان شده است. همچنین فیلمنامه ی "قاصدک" نیز پیش از این در بخش مسابقه ی پنجاه و دومین جشنواره ی منطقه ای سینمای جوان اروند حضور داشته است.

گفتنی ست که فیلمنامه ی "روی جاده ی برفی" نوشته ی سید مرتضی سبزقبا، دو بار در قالب کتاب "برگزیده ی فیلمنامه های دومین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه حسنات" و همچنین کتاب "فیلم نوشت 3 " که دربرگیرنده ی فیلمنامه های برتر "جشنواره های منطقه ای" و "چهارمین جشنواره ی نماز و نیایش به روایت دوربین" است، منتشر شده است.

لازم به ذکر است که داوری بخش مسابقه ی فیلمنامه نویسی جشنواره را آقایان محمد رضا گوهری، پرویز شیخ طادی و مجید شاه حسینی برعهده داشته اند.

نخستین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه سما با موضوع "سبک زندگی ایرانی و اسلامی" از 22 تا 28 فروردین ماه 1394 به همت مؤسسه ی فرهنگی و هنری شهید آوینی، در سینما فلسطین تهران برگزار شد.

گزارش تصویری خبرگزاری مهر از آئین اختتامیه ی نخستین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه سما
در صدا و سیمای مرکز خوزستان بخوانید.
در ایسنای خوزستان بخوانید.
در خبرگزاری مهر بخوانید.
در نور خوزستان بخوانید.
در خوزنیوز بخوانید.
در خوزنا بخوانید.
در میزان بخوانید.
در ایکنا بخوانید.

یا حق.


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, روی جاده ی برفی, قاصدک, جایزه ی سوم بهترین فیلمنامه ی نخستین جشنواره ی ملی, تهران
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ساعت  ۲۳:۵۵ بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

                      پوستر دومین جشنواره ی ملی فیلم و عکس جلوه های آب اصفهان 1394

اسامی فیلم های راه یافته به بخش مسابقه ی دومین جشنواره ی ملی فیلم و عکس جلوه های آب اعلام شد.

فیلم "برای او" به نویسندگی و کارگردانی سید مرتضی سبزقبا به بخش مسابقه ی فیلم های داستانی دومین جشنواره ی ملی فیلم و عکس جلوه های آب راه یافت.

به گزارش دبیرخانه ی جشنواره از میان 112 فیلم داستانی، 108 فیلم مستند و 26 فیلم انیمیشن، پس از بازبینی آثار، 21 فیلم داستانی، 23 فیلم مستند و 17 فیلم انیمیشن به بخش رقابتی این جشنواره راه پیدا کردند.

فیلم "برای او" داستان پدر پیری را روایت می کند که سال هاست امیدوارانه منتظر بازگشت فرزند خویش از سفری بی بازگشت است.

این فیلم علاوه بر حضور در جشنواره های ملی و کسب جوایز مختلف، در بیست و نهمین جشنواره­ ی بین­ المللی فیلم کوتاه تهران، دوازدهمین جشنواره­ ی بین­ المللی فیلم مقاومت کرمان، چهل­ و­ دومین جشنواره­ ی بین­ المللی فیلم رشد تهران، پنجمین جشنواره­ ی بین المللی فیلم کوتاه GULF دبی، دومین جشنواره­ ی بین­ المللی فیلم کوتاه PUNE هندوستان، پنجمین جشنواره­ ی بین­ المللی فیلم کوتاه FICBUEU اسپانیا، دوازدهمین جشنواره ی بین المللی فیلم Third Eye  "چشم سوم" هندوستان نیز حضور داشته و به نمایش درآمده است.

اسامی عوامل تولید "برای او" به این شرح اند:

نویسنده و کارگردان: سید مرتضی سبزقبا- تصویربردار: امیر  علی ویسی- تدوین و صداگذاری: فرید دغاغله- صدابردار: هادی ساعدمحکم- طراح صحنه، لباس و گریم: حمید نورآبادی- منشی صحنه: فاطمه ی سیاح طرفی- دستیار تصویربردار: مهدی پیوسته، رضا خاقانی- تصویربردار پشت صحنه: بابک زراعتی- عکس: رضا چراغ چشم- امور تولید: حسین علیزاده- مدیر تولید: علی رضا مهدویان پور- بازیگر: محمد رضا صانعیان.

"برای او" در مدت زمان 16 دقیقه و در حوزه ی هنری استان خوزستان تهیه و تولید شده است.

گفتنی ست که آثار منتخب بخش داستانی جشنواره را آقایان رسول صدرعاملی، ابراهیم فروزش و کیومرث پوراحمد داوری خواهند کرد.

لازم به ذکر است که دومین جشنواره ی ملی فیلم و عکس جلوه های آب، 7 تا 11 اردیبهشت ماه سال جاری در اصفهان برگزار می شود.

اسامی فیلم های منتخب را در سایت جشنواره بخوانید. 
گفت و گو با سید مرتضی سبزقبا را در سایت جشنواره بخوانید. 

در اداره کل امور استان ها و مجلس حوزه ی هنری بخوانید.
در حوزه ی هنری خوزستان بخوانید.
در ایسنای خوزستان بخوانید.
در خوانا بخوانید.


یا حق.


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, فیلم برای او, دومین جشنواره ی ملی فیلم و عکس جلوه های آب اصفهان, 1394
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت  ۱۵:۱۰ بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

                      پوستر نخستین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه سما

اسامی آثار منتخب نخستین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه سما اعلام شد.

فیلم "برای او" ساخته ی سید مرتضی سبزقبا به بخش مسابقه ی نخستین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه سما راه یافت.

به گزارش واحد ارتباطات و اطلاع رسانی جشنواره، بیش از 1800 اثر در بخش های ملی، نسل نو، مستند و فیلمنامه به دبیرخانه ی این جشنواره ارسال شده است. از میان این آثار، 57 فیلم برای رقابت در بخش مسابقه ی فیلم های داستانی این جشنواره انتخاب شده اند.

فیلم "برای او" به نویسندگی و کارگردانی سید مرتضی سبزقبا، پیش از این در جشنواره ها و محافل سینمائی ملی و بین المللی به نمایش درآمده و در مجموع 14 جایزه از جشنواره های مختلف سینمائی دریافت کرده است.

"برای او" در مدت زمان 16 دقیقه، در حوزه ی هنری استان خوزستان تهیه و تولید شده است. محمد رضا صانعیان بازیگر، امیر  علی ویسی تصویربردار، فرید دغاغله تدوینگر، هادی ساعدمحکم صدابردار، و حمید نورآبادی طراح صحنه، لباس و گریم، برخی از عوامل تولید فیلم "برای او" هستند.

دیگر این که:

فیلمنامه های "روی جاده ی برفی" و "قاصدک" هر دو نوشته ی سید مرتضی سبزقبا نیز برای حضور در بخش مسابقه ی فیلمنامه نویسی نخستین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه سما انتخاب شدند.

گفتنی ست 59 فیلمنامه به بخش مسابقه ی فیلمنامه نویسی جشنواره راه پیدا کرده اند.

لازم به ذکر است نخستین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه سما، 22 تا 27 فروردین ماه 1394 با موضوع سبک زندگی ایرانی، اسلامی در سینما فلسطین تهران برگزار خواهد شد.  

اسامی فیلم های داستانی منتخب در سایت جشنواره
اسامی فیلمنامه های منتخب در سایت جشنواره

در اداره کل امور استان ها و مجلس حوزه ی هنری بخوانید.
در پایگاه خبری حوزه ی هنری بخوانید.
در حوزه ی هنری خوزستان بخوانید.
در ایسنای خوزستان بخوانید.
در سینماپرس بخوانید.
در بانی فیلم بخوانید.
در خوزنیوز بخوانید.
در ایکنا بخوانید.

یا حق.    


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, برای او, روی جاده ی برفی, قاصدک, نخستین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه سما
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت  ۲۳:۳۶ بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

        
    

اصفهان بودم. اسفند ماه سال گذشته. در رستوران هتل پیروزی، حسین علیزاده دور میزی آن­سوتر نشسته بود. صبحانه خوردیم. آمده بود که کنسرت برگزار کند. قبل از این که اتفاق خاصی رخ بدهد، کنسرت اش را برگزار کرد و رفت. "زاون قوکاسیان" به گرمی و مهربانی به منِ دزفولی خوش­آمد گفت. می خندید. از قرار می دانست که در شب اختتامیه برای " از ما " چه اتفاقی می افتد. چاقی مفرط اش، نفس نفس زدن های خاص اش، و آهسته و باطمأنینه سخن گفتن اش نگران ام کرد. در شب بزرگداشت "فاطمه خانم معتمد آریا" به دلیل فقدان مادرش گریه کرد و خانم روسری آبی سینمای ایران از "زاون قوکاسیان" خواست تا مهر مادری او را بپذیرد. دیگران هم به شوق گریستند. شب اختتامیه ی جشنواره، جایزه ی بهترین فیلمنامه به " از ما " تعلق گرفت. بعد از مراسم به من نگاه که می کرد می خندید؛ آرام و بی صدا. برای اش دعا کردم. برگزیدگان به یادگار عکس گرفتند ولی من کنار "علی خدایی" نشستم تا برای ام از نقص های " از ما " بگوید. برای این که به من ثابت کند " از ما " را از میان آن همه فیلمنامه به خاطر دارد، از ابتدا تا انتهای فیلمنامه را برای ام تعریف کرد. از آدم های قصه، لوکیشن ها و موقعیت های به زعم او جذاب و بکر " از ما " گفت تا ثابت کند میان آن همه فیلمنامه، " از ما " را چندین بار با امرالله احمدجو، مینو فرشچی و دیگر داوران بخش مسابقه ی فیلمنامه ی جشنواره خوانده است و بارها درباره ی ویژگی های اش صحبت کرده اند. می گفت " از ما " را دوست می دارد.

در شهر کلن در روزی سرد، با "همایون اسعدیان" و همسرش در یکی از فروشگاه های "سی اند اِی" قدم می زدیم و از سایزهای بزرگ پوشاک فروشگاه متعجب بودیم. "محمد علی باشه آهنگر" در به در به دنبال لباس هایی می گشت که اندازه شان مناسب فرزندان اش باشند. نبود. 5 طبقه را با پله­برقی بالا و پایین رفتیم و نیافتیم. از خانم فروشنده سوال کردیم. زبان آلمانی، زبان دشواری ست به خصوص برای من که انگلیسی اش هم زبانی دشوار است. معلوم شد فروشگاه را اشتباهی آمده ایم و این فروشگاهِ XL "سی اند اِی" است و باید به فروشگاه آن طرف خیابان برویم. رفتیم و بالاخره "باشه آهنگر" اندازه های مورد نظرش را پیدا کرد و سوغاتی های اش را برای فرزندان اش تهیه کرد. با "بهرام عظیم پور" کنار رود راین قدم می زدیم و من با گوشی تلفن همراه ام فیلمبرداری می کردم. "بهرام عظیم پور" که کم و بیش گویش دزفولی من و "باشه آهنگر" را متوجه می شد، رو به دوربین من کرد و تأکید کرد که آخرین بار سر صحنه ی "از کرخه تا راین" اینجا بوده و حالا بعد از بیست و سه سال دوباره رود راین را می بیند. در اتومبیل فستیوال نشسته بودیم تا برویم هتل. از "زاون قوکاسیان" سخن به میان آمد. پرسیدم: حال اش چطور است؟ "فرهاد توحیدی" از من پرسید: اتفاقی اُفتاده؟ "بهرام عظیم پور" گفت بعد از فستیوال به وین اتریش می رود تا او را روی تخت بیمارستان ملاقات کند. غده ای هشت کیلویی از شکم اش خارج کرده اند. چاقی مفرط اش، نفس نفس زدن های خاص اش و آهسته و باطمأنینه سخن گفتن اش را به یاد آوردم. شب با "باشه آهنگر" در اتاق هتل نشسته بودیم و او از فیلمنامه ی جدیدش " سرو زیر آب " گفت و من از فیلمنامه ی تازه ام " از ما ". بعد "آقا مهران موحدفر" به ما ملحق شد و سه دزفولی در اتاقی در یکی از هتل های شهر کلن آلمان با گویش شیرین دزفولی تا پاسی از شب از هر دری سخن گفتیم و چای نوشیدیم.

تهران بودم. اسفند ماه امسال. با "فرید دغاغله" سر تدوین فیلم " از ما " در دفتر کارش بودیم. پشت سر هم چای می نوشیدیم و درباره ی پلان های مختلف صحبت می کردیم. گاه پلانی جا به جا می شد. گاهی فریمی اضافه می شد و هر از گاه هم فریمی کم می شد تا به ایده های مورد نظر دست پیدا کنیم. تدوین که به اتمام رسید برخاستم و فرید را در آغوش گرفتم و او را بوسیدم. فرید خوشحال بود. به نظرم تدوین " از ما " یکی از بهترین تدوین های کارنامه ی هنری فرید است. روزهای بعد صداگذاری، ساخت تیتراژ، اِتالوناژ و مراحل مختلف فنی " از ما " را نیز به سرانجام رساندیم. با "میثم خالدیان" در BRT انقلاب بودم. کتاب ام را از من گرفت تا در مسیر انقلاب تا آزادی بخش هایی از "کتاب مقدس" را بخواند. خواند. کتاب را دوست دارم. کاغذ اعلایی دارد با چاپی زیبا که به قول دستفروش انقلاب هر چهار انجیل متی، مَرقُس، لوقا و یوحنا را دربردارد، به علاوه این که "مزامیر و امثال" هم در آن منتشر شده است. رفتیم موزه ی سینما و در آن عمارت زیبا فیلم "شش قرن و شش سال" را تماشا کردیم. "استاد محمد رضا شجریان" نازنین و فرزند خلف او و آواز ایرانی "همایون شجریان" عزیز، حضور شیرین و جذابی در فیلم دارند. مراحل مختلف فنی " از ما " که به اتمام رسید، نفس راحتی کشیدم. انگار که بعد از ماه ها به ثمر رسیدن میوه ای از درخت کوچک وجودم را به تماشا نشسته باشم آسوده خاطر تولد " از ما " را به تماشا نشستم. در این مسیر خیلی از دوستان و همکاران بزرگوارم مرا یاری رساندند. بدون حضور آن ها، تولید " از ما " امکان پذیر نبود. در آن روز آفتابی دلپذیر در خیابان انقلاب تهران قدم زدم و در دل ام از تک تک دوستان و همکاران ام سپاسگزاری کردم. می اندیشیدم به دزفول که برسم، حضوری از آن ها تشکر خواهم کرد. با "آسد حبیب حبیب پور" در اتاق کارش نشسته بودیم و صحبت می کردیم. از هر دری سخنی شیرین به میان آمد. لطف کرد و مرا به ناهار دعوت کرد. به کلن فکر کردم که "آقا مهران موحدفر" من و "محمد علی باشه آهنگر" را در شبی که جا به جا کارناوال های شادی آلمانی ها به مناسبت فرارسیدن کریسمس برپا بود، به شام دعوت کرد.

از متروی انقلاب بالا آمدم. به اولین دکه ی روزنامه فروشی که رسیدم ایستادم تا تیترها را با نگاه ورق بزنم. نگاه ام روی اولین تیتر فیکس شد: "زاون قوکاسیان برای همیشه سینمای ایران را تنها گذاشت و رفت". بقیه اش را نخواندم. قوکاسیان در عکسی که کنار تیتر دیده می شد می خندید. مثل آن روز در اصفهان که وقتی جایزه ام را از دست "علی خدایی" دریافت کردم، به من نگاه می کرد و می خندید؛ آرام و بی صدا.


زاون قوکاسیان از ما بود. دوست اش داشتم. دوست اش دارم. دوست اش داریم.

یا حق.


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, زاون قوکاسیان, فیلم از ما
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت  ۰:۲۷ قبل از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  |