پوستر فیلم از گور برخاسته- ساخته ی: آلخاندرو گونزالس ایناریتو

پیش از این هم در همین وبلاگ «نقش خیال» درباره ی «امید» و ضرورت «امیدواری» سخن گفته ام. این بار اما از زاویه ی دیگری به این مساله ی مهم و حیاتی بشر می پردازم تا مجال دیگری برای حصول به درک خاصیت «امید» و خصلت «امیدواری» فراهم آید.

آن چه که بشر، برای حرکت در مسیر رشد و تعالی اش در همه ی عرصه های مختلف اعتقادی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، به عنوان نیرویی قدرتمند و راستین به آن محتاج است، درکی واقع گرایانه -و نه آرمان خواهانه- از «امید» است تا او را در تنگناهای دشوار و مصائب سهمگین زندگی، و در مسیر ناهموار زیستن یاری برساند. امید به بقا، امید به زیستن، امید به درست زیستن، امید به درست اندیشیدن، امید به لذت بردن از موهبت های زندگی، امید به سرخوشی های اخلاقی و انسانی، امید به لحظه لحظه ی زیستن در ساحت های مختلف زندگی، ترجمانی ست از آن چه که بشر سعادتمند برای زیستن در جهان هستی به آن نیازمند است. بشر سعادتمند، کسی ست که با استفاده از ابزار «امید» و «ایمان»، راه رشد و تعالی خود و دیگران را به اندازه ی وسع خویش هموارتر می کند تا فارغ از قومیت و آیین و مذهب و فرهنگ و ملیت اش، از «امر زیستن» معنای وسیع تر و عمیق تری به دست بیاورد.

بدون شک «انسان امیدوار» بسیار بیش از «انسان ناامید»، می اندیشد و با نیرو و انگیزه ای صدچندان به حیات خویش ادامه می دهد. او با داشتن موهبتی به نام «امید»، از قدرتی مضاعف برخوردار می شود و لحظه به لحظه ی زندگی اش را -با تمام خوشی ها و ناخوشی ها، موفقیت ها و شکست های اش- واقع بینانه تجربه می کند. برخلاف تصور برخی ها که به شکلی بدبینانه، نیروی «امید» و «ایمان» را نیرویی کاذب و توهم می پندارند، حاصل «امید» و محصول «ایمان»، نه تنها هیچ ارتباطی با توهم ندارد بل که آدمی را برای تجربه ای قدرتمندانه از زیستنی آگاهانه، هوشیارانه و واقع گرابانه پرورش می دهد. وادی «امید»، با امر واقع گرایانه ی زیستن پیوندی عمیق برقرار می کند و بشر را از غلتیدن در وادی دشوار انفعال نجات می دهد. پس «امید» و «ایمان» برخلاف نظر بدبینانه ی برخی جریان های فکری ناصواب، به هیچ وجه هیچ ارتباطی به توهم بشری ندارد و نخواهد داشت. این از این. اما:

فیلم تازه ی «آلخاندرو گونزالس ایناریتو» فیلمساز مطرح مکزیکی، درباره ی «امید» است. فیلم «از گور برخاسته» یا «از مرگ برگشته» (The Revenant) فیلمی ست در ستایش «امید». این فیلم که به شکلی شگفت انگیز انسان را در نبرد با طبیعتی وحشی و خطرناک، به واسطه ی در اختیار داشتن ابزار و موهبتی همچون «امید»، پیروز این میدان نابرابر توصیف می کند، حفظ بقا، عزت نفس و دست یابی به عدالت را با فراهم آوردن ابزاری به نام «امید» میسر می داند.

سال 1823 میلادی. «هیو گلَس» (با بازی "لئوناردو دی کاپریو") شکارچی ماهری که با حمله ی ناگهانی سرخ پوستان آریکارا گروهی از دوستانش را از دست داده، مورد حمله ی خرسی خشمگین قرار می گیرد و در نبردی جانکاه، خرس را می کشد اما به شدت زخمی می شود. هم قطارانش او را می یابند و در حالی که هنوز سرخ پوستان در تعقیب آن ها هستند او را با خود می برند، اما این کار سرعت حرکت آن ها را کم می کند. «جان فیتزجرالد» (با بازی "تام هاردی") یکی از افراد گروه پیشنهاد کشتن «هیو» را می دهد ولی سروان «هنری» دو داوطلب می خواهد تا در ازای دریافت مبلغی پیش «گلَس» بمانند. پسر دورگه ی «گلَس»، «هاوک»، و جوانی به نام «بریجر» داوطلب می شوند. «فیتزجرالد» هم با دریافت مبلغی بیشتر و همچنین با دریافت سهم «هاوک» و «بریجر»، نزد آن ها می ماند تا از آن ها محافظت کند. بعد از رفتن گروه، «فیتزجرالد» سعی می کند «هیو»ی زخمی را خفه کند و «هاوک» که با او درگیر می شود را می کشد. سپس «بریجر» را که شاهد ماجرا نبوده با دروغ هایی متقاعد می کند تا بروند و به بقیه ی گروه بپوندند. «هیو» که هنوز جان در بدن دارد با اراده ای فراانسانی برای زنده ماندن می کوشد تا بعد از نبرد با طبیعتی یخ زده و بی رحم، از «فیتزجرالد» انتقام بگیرد.  

این فیلم که بر اساس رمان «از گور برخاسته؛ رمانی در باب انتقام» نوشته ی «مایکل پانکه» ساخته شده است، بیش از آن که درباره ی «انتقام» باشد در واقع درباره ی «امید» است؛ امید به بقا، امید به زیستن، امید به اجرای عدالت. امید به بقا در «هیو»، اینجا با امید به اجرای عدالت و انتقام گرفتن از قاتل فرزندش مترادف شده است. او تا سر حد مرگ می کوشد تا زنده بماند تا در دنیای بدوی و وحشی پیرامون اش، و در فقدان ساختاری انسانی و اخلاقی به نام اجتماع و قانون، خود از قاتل فرزندش انتقام بگیرد. اینجا «عدالت» عین «انتقام» است و «انتقام» عین «عدالت»، چرا که بدویت حاکم بر گروه های نامنسجم انسانی، مانع بزرگی ست برای دستیابی به اجتماعی قانون مدار. این مهم، مسبب نوعی آنارشیسم است که ناهنجاری های آدم های این گروه های نامنسجم -که نمی توان نام «اجتماع قانون مدار» را بر آن گذاشت- را تشدید می کند. در واقع فیلمساز، انتقام گرفتن «هیو» از قاتل فرزندش را عین «عدالت» و لازمه ی «اجرای عدالت» را «امید به بقا» معرفی می کند. به همین دلیل است که فیلمساز از پرداختن به مناسبات اجتماعی انسان ها در گروه های مختلف شکارچیان، سرخ پوستان و ... اجنتاب می ورزد و عامدانه به جامعه ی کوچک انسانی و بدوی آن ها نزدیک نمی شود. فیلم بیش از آن که به «اجتماع» بپردازد به «فرد» اشاره دارد. دلیلش این است که در فقدان نهادهای مدنی انسانی، این خود مظلوم است که با دست یابی به موهبتی به نام «امید» باید که از ظالم انتقام بگیرد. به همین دلیل فضای بکر، وحشی، خشن و در عین حال زیبای طبیعت، نه تنها به معانی و مفاهیم اخلاقی، انسانی فیلم کمک کرده است بل که با معنای «امید و انتقام در دنیایی بدوی» پیوندی ناگسستنی برقرار کرده است تا «اخلاق و انسانیت» نیز قربانی «امید و انتقام» نشود. و این است راز موفقیت شاهکار جدید «ایناریتو».

از بحث درباره ی مفاهیم عمیق فیلم که بگذریم عناصر هنری و سینمایی فیلم مخاطب را شگفت زده می کند. بازی تحسین برانگیز «لئوناردو دی کاپریو» و «تام هاردی»، فیلمبرداری شگفت آور «امانوئل لوبِزکی»، موسیقی تاثیرگذار «ریوییچی ساکاموتو»، و کارگردانی نفس گیر و حیرت انگیز «ایناریتو» بر جذابیت های این اثر سینمایی افزوده است. شیوه ی ترکیب بندی و رنگ آمیزی پلان های فیلم که طبیعت یخ زده و برفی بکر و وحشی پیرامون آدم ها را خشن، بی رحم و در عین حال بسیار زیبا به تصویر کشیده است، ابهت و عظمت طبیعت را یادآور می شود و بیاندیشید هوشمندی فیلمساز را که از نظر او، در نهایت، این بشر صاحب «امید» است که در نبردی سخت با طبیعتی عظیم، پیروز میدان است. به اصرار کارگردان تمام پلان های فیلم در نور طبیعی فیلمبرداری شده است و درنتیجه به همین دلیل و البته به دلیل حساسیت های خاص «ایناریتو» فیلمبرداری این فیلم 9 ماه به طول انجامیده است.

این فیلم امسال در مجامع و جشنواره های سینمایی خوش درخشیده است و در گلدن گلوب جوایز بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگری مرد را برای «ایناریتو» و «دی کاپریو» به ارمغان آورده است و البته در مراسم اسکار امسال هم یکی از گزینه های اصلی برای دریافت جوایز مختلف است. «ایناریتو» فیلمساز بزرگی ست و بزرگی او و اندیشه اش در تمام فیلم های ارزشمند او به خوبی مشهود است.  

آن هایی که نسبت به مفاهیمی همچون «امید» و «ایمان» بدبین اند، احتمالن مقاومت عجیب و شگفت انگیز شخصیت «هیو» در برابر ناملایمات پیرامون اش را فقط در قالب تخیل سینمایی ممکن می دانند، این درحالی ست که نسبت این اراده ی انسانی با دنیای واقعی، نسبت تخیل به واقعیت نیست. وقتی شگفتی به کمال می رسد که بدانیم این فیلم بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است. «امید» عین واقع گرایی ست و نسبتی با نگرش های آرمان خواهانه ی غیرواقعی و دست نیافتنی ندارد.

(The Revenant) را از دست ندهید. همین.

یا حق.                 


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, فیلم از گور برخاسته, آلخاندرو گونزالس ایناریتو, لئوناردو دی کاپیرو, تام هاردی
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت  ۲۰:۳۸ بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

           پوستر فیلم «حجم ممکن» ساخته ی سید مرتضی سبزقبا- طراح پوستر: سید مرتضی سبزقبا- امور رایانه: حجت کایدخورده

سید مرتضی سبزقبا، حسن بلخاری، مجید قاسمی، علی جنتی و معصومه ی ابتکار در اختتامیه ی جشنواره فیلم پاسارگاد-1394

فیلم کوتاه "حجم ممکن" ساخته ی سید مرتضی سبزقبا جایزه ی بهترین فیلم نخستین جشنواره ی ملی فیلم پاسارگاد را دریافت کرد.

آیین اختتامیه ی نخستین جشنواره ی ملی فیلم پاسارگاد عصر شنبه 26 دی ماه 1394 با حضور دکتر علی جنتی وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی، خانم معصومه ی ابتکار معاون رییس جمهور و ریاست سازمان محیط زیست، دکتر مجید قاسمی مدیرعامل بانک پاسارگاد و رییس جشنواره و جمعی از هنرمندان سینمای ایران در سالن همایش های برج میلاد برگزار شد و طی آن از برگزیدگان جشنواره تجلیل به عمل آمد.

فیلم "حجم ممکن" به نویسندگی و کارگردانی سید مرتضی سبزقبا، جایزه ی سوم بهترین فیلم، تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه ی نقدی نخستین جشنواره ی ملی فیلم های 180 ثانیه ای پاسارگاد را از آن خود کرد.

این فیلم که به علاقه و رابطه ی عاطفی پسری جوان نسبت به پدرش می پردازد، با فرمت  FULL HD تهیه و تولید شده است. 

عوامل تولید این فیلم به این شرح اند:

نویسنده، تصویربردار، طراح صحنه و لباس، تدوینگر و کارگردان: سید مرتضی سبزقبا- صدابردار نریشن: حسین شکوفا (استودیو دل انگیز)- مشاور فیلمنامه نویس: فاطمه ی سیاح طرفی- تیتراژ: حجت کایدخورده- با حضور: سید کاظم سبزقبا، سید علی سبزقبا- تهیه کننده: روح الله پوردیان.

به گزارش روابط عمومی بانک پاسارگاد، خسرو رفیعی مشاور مدیرعامل و مدیر روابط ‌عمومی بانک، گفت: نخستین جشنواره ی فیلم کوتاه بانک ‌پاسارگاد از خرداد سال جاری طی فراخوانی، فعالیت خود را در 3 محور اصلی «محیط‌‌ زیست و منابع طبیعی»، «تکریم خانواده و حقوق اجتماعی»، «معرفی یکی از ویژگی‌ های بانک پاسارگاد» و یک بخش جنبی با عنوان «ارسال ایده‌ها» آغاز کرد. در پی استقبال کم ‌‌نظیر علاقمندان و هنردوستان، مهلت ارسال آثار به این جشنواره تا پایان شهریور 1394 تمدید شد و بیش از 5 هزار نفر در این جشنواره ثبت ‌نام کردند که در نهایت 1894 فیلم و 500 ایده به دبیرخانه ی جشنواره ارسال شد. در ارزیابی این آثار که توسط فیلمسازان و هنرشناسان مطرح کشور همچون کمال تبریزی، روح ‌الله حجازی، دکتر حسن بلخاری و دکتر محمود دهقان صورت گرفت، 300 اثر و 52 ایده انتخاب شد و از میان آثار منتخب در هر بخش، در نهایت 12 فیلم برگزیده شد. در بخش ایده نیز به 4 ایده ی برتر در هر بخش و به هر نفر 10 میلیون ریال اهدا ‌شد .نظر به استقبال کم ‌نظیر علاقمندان، طبق موافقت مدیرعامل بانک ‌پاسارگاد، مقرر شد به کلیه ی شرکت ‌کنندگان در جشنواره صرف نظر از کسب رتبه سهام بانک ‌پاسارگاد اعطاء شود. همچنین نفرات برگزیده ی در هر بخش در صورت ادامه تحصیل، بدون هیچگونه تعهدی، مانند برگزیدگان بورسیه ی بانک ‌پاسارگاد در 8 دوره کنکور سراسری، بورسیه خواهند شد.

مدیر روابط عمومی بانک پاسارگاد با بیان این نکته که بانک پاسارگاد با هدف ایجاد انگیزه در تهیه‌ کنندگان فیلم ‌های برگزیده، با موافقت آقای دکتر قاسمی، مدیر عامل بانک پاسارگاد، این فیلم‌ ها را از خالقان آن ‌ها خریداری خواهد کرد، خاطرنشان کرد: به محض پایان جشنواره، آثار برگزیده در دو پردیس ملت و کوروش به مدت یک ماه، در زمان بین نمایش فیلم‌ ها به نمایش درخواهند آمد.

وی افزود: به نفرات اول تا چهارم در هر بخش به ترتیب، تندیس جشنواره به همراه دیپلم افتخار و مبلغ 60 میلیون ریال، تندیس جشنواره به همراه دیپلم افتخار و مبلغ 40 میلیون ریال، تندیس جشنواره به همراه دیپلم افتخار و مبلغ 30 میلیون ریال و تندیس جشنواره به همراه دیپلم افتخار و مبلغ 20 میلیون ریال اهدا شد. همچنین در بخش جنبی جشنواره  به 4 ایده برتر در هر بخش، تندیس جشنواره به همراه دیپلم افتخار و مبلغ 10 میلیون ریال اهدا شد.

لازم به ذکر است که بانک‌ پاسارگاد در راستای ایفای مسئولیت ‌های اجتماعی خود و به منظور ایجاد انگیزه در بین هنرمندان جوان، نخستین جشنواره ی دوسالانه ی فیلم‌های 180 ثانیه‌ای را برگزار کرد.

گفتنی ست که اختتامیه ی نخستین جشنواره ی ملی فیلم‌های 180 ثانیه‌ای پاسارگاد، 26 دی ماه 1394 در سالن همایش های برج میلاد تهران برگزار شد.

           پوستر نخستین جشنواره ی ملی فیلم 180 ثانیه ای پاسارگاد

گزارش تصویری آیین اختتامیه ی جشنواره ی ملی فیلم پاسارگاد در سایت جشنواره
اسامی برگزیدگان در سایت جشنواره 
در سایت بانک پاسارگاد بخوانید.
در ایسنای خوزستان بخوانید.
در خوزنیوز بخوانید.
در رویکرد بخوانید.
در تابناک بخوانید.
در ایکنا بخوانید.

یا حق.


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, فیلم حجم ممکن, نخستین جشنواره ی فیلم 180 ثانیه ای, پاسارگاد, 1394
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۴ساعت  ۰:۵۹ قبل از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 


            پوستر فیلم

فیلم کوتاه "حجم ممکن" ساخته ی سید مرتضی سبزقبا به بخش مسابقه ی نخستین جشنواره ی ملی فیلم پاسارگاد راه یافت.

به گزارش روابط عمومی جشنواره ی پاسارگاد، مراحل بازبینی و بررسی آثار ارسال شده به دبیرخانه ی جشنواره ی فیلم‌ کوتاه پاسارگاد به اتمام رسید و از بین 500 ایده و 1894 فیلم ارسالی، تعداد 52 ایده و 300 فیلم کوتاه به مرحله ی نهایی نخستین جشنواره ی ملی فیلم های 180 ثانیه ای پاسارگاد راه یافتند.

فیلم کوتاه "حجم ممکن" که به علاقه و رابطه ی عاطفی پسری جوان نسبت به پدرش می پردازد، با فرمت FULL HD تهیه و تولید شده است.  

عوامل تولید این فیلم به این شرح اند:

نویسنده، تصویربردار، طراح صحنه و لباس، تدوینگر و کارگردان: سید مرتضی سبزقبا- صدابردار نریشن: حسین شکوفا (استودیو دل انگیز)- تیتراژ: حجت کایدخورده- با حضور: سید کاظم سبزقبا، سید علی سبزقبا- تهیه کننده: روح الله پوردیان.

در تولید این فیلم از همفکری خانم فاطمه ی سیاح طرفی و همیاری آقایان مهران بقایی و علیرضا مهدویان پور بهره مند بودم که از ایشان بابت لطف شان سپاسگزارم.

هیات داوران نخستین جشنواره ی ملی فیلم پاسارگاد را آقایان کمال تبریزی، روح الله حجازی، حسن بلخاری و محمود دهقان طزرجانی تشکیل داده اند.

گفتنی است این جشنواره با هدف کشف استعدادها و حمایت از هنرمندان و همچنین جلب افکار عمومی نسبت به موضوعات این جشنواره، در 3 بخش اصلی حفظ محیط‌ زیست و منابع ‌‌ملی، تکریم خانواده و حقوق اجتماعی و معرفی یکی از خدمات، محصولات و یا ویژگی ‌های بانک ‌پاسارگاد برگزار می‌ شود.

لازم به ذکر است که طبق اعلام قبلی دبیرخانه ی این جشنواره، زمان دقیق برگزاری مراسم اختتامیه ی این جشنواره و اکران فیلم‌های برگزیده متعاقبن اعلام خواهد شد. 

در سایت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان بخوانید.
در ایسنای خوزستان بخوانید.
در خوانا بخوانید.

یا حق. 


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, فیلم حجم ممکن, نخستین جشنواره ی ملی فیلم پاسارگاد, 1394
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۴ساعت  ۲:۴۰ قبل از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

           طرح جلد رمان برادران سیسترز

"خشونت" در عصر ما به مساله ای فراتر از یک امر غیراخلاقی بدل شده است. "خشونت" حالا و در این عصرِ روابط انسانی پیچیده، صرفن مساله ای غیراخلاقی نیست بل که گستره ی این مصیبت جانکاه آنچنان افزایش پیدا کرده که تک تک لایه های کوچک و بزرگ، و جز به جز زوایای پیدا و پنهان زندگی بشر را درنوردیده و همچون طوفانی مهارناپذیر جهان امروز ما را مورد هجوم خویش قرار داده است. امروزه دامنه ی "خشونت" نه تنها امنیت جانی انسان ها در سراسر کره ی زمین را خدشه دار کرده بل که آن چنان است که متاسفانه روابط بین آدم ها، ادبیات آن ها با هم، و شیوه ی تعامل با دنیای پیرامون شان را نیز تحت تاثیر خود قرار داده است. و البته وقتی که در این وانفسا جان آدمی قربانی بدویت برخی اندیشه های نادرست خشونت زا، و خشونت اندیشه های ناصواب می شود، سهل است که روابط بین انسان ها و ادبیات گفت و گو و تعامل بین شان در معرض خشونت های غیراخلاقی افسارگسیخته قرار نگیرد.  

حالا دیگر کار به جایی رسیده است که حتی در قشر مثلن فرهنگی جامعه نیز هنگامی که قرار است منتقدی بر عمل یا هنر مدیر یا هنرمندی نقدی مطرح کند، خشونت و تخریب به همراه کنایه هایی بی ادبانه و فضل فروشی هایی غیرهنرمندانه، بر ادبیات سخیف و مبتذل اش سایه می افکند و بر حاشیه های غیرمهم و بی ارزش دامن می زند. این حاشیه آفرینی به بهانه ی گرم کردن تنور نقد، نه تنها کاری عبث است بل که به بی اخلاقی ها و خشونت های دنیای فرهنگ و هنر جامعه ی ما می افزاید. این نه تنها "خدمت" نیست بل که عین "خیانت" است که همچون زهر، کام هنر و هنرمندان ما را تلخ می سازد و کام آدم های کوچک حاشیه ساز را شیرین می کند. آن که در میدان تاثیرگذاری بر جامعه ی پیرامون اش به دلایل مختلف از ایفای نقشی موثر ناتوان است، با حاشیه سازی های سخیف و بی اخلاقی های خشونت آمیز، قصد دارد به زعم خود نقشی هر چند منفی در عرصه ی جامعه برعهده بگیرد تا مجالی برای خودنمایی ها و خودبینی های اش فراهم آورد. به زعم این آدم ها "بدنامی" بهتر از "گمنامی" ست.

پیش از این هم بارها در همین وبلاگ "نقش خیال" درباره ی انواع مختلف "خشونت" سخن گفته ام. از خشونت در کلام و ادبیات افراد تا رفتار و اَعمال خشونت آمیز که هر کدام شان البته عواقب سخت و دشوار و سهمگینی در پی دارد که بر هیچ انسان عاقلی پوشیده نیست. اما در این جا بهانه ام برای پرداختن مجدد به موضوع "خشونت"، رمان درخشانی ست که سال ها پیش خواندم و هنوز هم هر از گاه به شخصیت های عجیب و موقعیت های غریب اما ملموس و باورپذیرش فکر می کنم. رمانی که یکی از بهترین و درخشان ترین رمان های عمرم شده و البته یکی از شاهکارهای ادبیات جهان نیز به شمار می آید.

"برادران سیسترز" (SISTERS BROTHERS) دومین رمان نویسنده ی کانادایی "پاتریک دوویت" است. رمان سرگذشت دو برادر به نام های چارلی و ایلای است که به شغل شریف آدمکشی مشغول اند. آن دو در ابتدای رمان سفری را آغاز می کنند که لحظه به لحظه اش را اتفاقاتی شگفت انگیز و در عین حال بسیار ملموس و ساده تشکیل می دهد. شیوه ی برخورد این دو برادر با اتفاقات و آدم هایی که با آن ها روبرو می شوند، بسیار جذاب و گاه عجیب و گاهی غریب است. این مساله اما نه تنها مخاطب را از متن رخدادها و کشمکش های فراوان داستان دور نمی کند بل که او را لحظه به لحظه برای آگاهی از ادامه ی داستان و درک موقعیت ها و چگونگی برخورد این دو برادر با رخدادهای آن تشنه تر و مشتاق تر می کند. جهان بینی، ادبیات و رفتارهای شخصیت های رمان آنگونه جهان اطراف و دنیای پیرامون شان را به سُخره گرفته که مخاطب هر لحظه حسی از اندوه و شادی توامان را در ذره ی ذره ی حوادث آن تجربه می کند. چارلی و ایلای، علی رغم خشونت های بی پروا و بی امان شان، نه تنها خشونت زندگی خود و اطرافیان شان را هجو می کنند، بل که جهان سرشار از بدویت و سبعیت پیرامون شان را نیز به بازی می گیرند.

طنز تلخ و سیاه رمان و رویکرد نویسنده به جهان برساخته از تک تک اتفاقات شگفت انگیز و شگرف داستان، مجال هر نوع امتیاز بخشیدن به رفتارهای خشونت آمیز شخصیت ها را از مخاطب می ستاند. عجیب آن که با این وجود، مخاطب به شکلی عجیب با شخصیت های گناهکار رمان همذات پنداری می کند درحالی که علاقه مند است تا ضعف ها، خطاها و گناهان کوچک و بزرگ آن ها را عفو کند و ببخشاید. این تناقض، اتفاقن راز موفقیت این رمان درخشان است. نویسنده ی باهوش "برادران سیسترز" در واقع به وسیله ی "خشونت"، "خشونت" را هجو و نفی می کند و این مهم، هنری نیست که در اختیار هر نویسنده ای قرار داشته باشد.

"برادران سیسترز" در تمام جوایز ادبی کانادا نامزد شده و دو جایزه نیز دریافت کرده و در نهایت به فهرست نهایی جایزه ی "من بوکر" راه یافته است. این رمان، تقریبن در تمام فهرست های "بهترین کتاب سال 2011" هم حضور داشته است. برای خواننده ی فارسی زبان این رمان یک نکته ی لذت بخش دیگر هم وجود دارد و آن این که این کتاب ترجمه ی فوق العاده درخشانی هم دارد. "پیمان خاکسار" البته طبق معمول ترجمه ای بسیار عالی از این رمان ارایه داده که خوانش آن را با لذتی مضاعف همراه کرده است. "برادران سیسترز" رمانی طنزآمیز در هجو "خشونت" است. این، وسترن درخشانی ست در مذمت "خشونت"؛ "خشونت" از هر نوع اش. "خشونت"، "خشونت" است؛ چه آن خشونتی که جان آدمی را از او می ستاند و چه آن خشونتی که ادب و نزاکت را در جامعه قربانی می کند.

توصیه می کنم آن ها که به ادبیات علاقه مندند و البته از "خشونت" به هر شکل اش پرهیز می کنند "برادران سیسترز" را بخوانند. خب آن ها که از "خشونت" پرهیز نمی کنند هم این کتاب را بخوانند، شاید از این پس بیاموزند که از "خشونت" بپرهیزند. راستی این کتاب را انتشارات "به نگار" منتشر کرده است.

یا حق.   


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, رمان برادران سیسترز, پاتریک دوویت, پیمان خاکسار, انتشارات به نگار
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر ۱۳۹۴ساعت  ۱۶:۴۸ بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

سید مرتضی سبزقبا و سعید قطبی زاده در هفته ی باشگاه فیلم موسسه ی شهید آوینی

شانزدهمین هفته ی باشگاه فیلم کوتاه موسسه ی فرهنگی، هنری شهید آوینی با اکران و نقد و بررسی آثار سید مرتضی سبزقبا، دوشنبه 18 آبان ماه 1394 برگزار شد.

این جلسه که با حضور سعید قطبی زاده منتقد سینما، علاقه مندان و هنرجویان سینمای کوتاه برگزار شد به اکران و نقد و بررسی سه فیلم «برای او»، «آن ها» و «از ما» سه گانه ی سید مرتضی سبزقبا درباره ی جنگ و آدم های متأثر از شرایط آن اختصاص داشت.

پس از نمایش این سه فیلم، جلسه ی نقد و بررسی فیلم ها با حضور فیلمساز آغاز شد که طی آن، سید مرتضی سبزقبا به سئوالات مخاطبین پاسخ داد. سعید قطبی زاده به عنوان مجری، منتقد و کارشناس برنامه در ابتدای جلسه گفت: «من خود شخصن به آثاری که دارای تم مشترک هستند علاقه مندم. می توان این سه فیلم را از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار داد و از زوایای پیدا و پنهانِ مفاهیم، داستان ها و زیرمتن ها، عناصر معناشناسانه و ساختاری و نمادهای مستتر در این آثار رمزگشایی کرد، اما ابتدا از خود فیلمساز می خواهم تا درباره ی انگیزه ها و دغدغه هایی که باعث شکل گیری این سه گانه شده اند صحبت کند.»

سید مرتضی سبزقبا از دغدغه اش برای تولید فیلم، درباره ی جغرافیای دزفول و جنگ هشت ساله و تأثیر جنگ بر زندگی مردم بزرگ ترین شهر شمالی خوزستان سخن گفت و تأکید کرد: «به نظر من سینمای جنگ ایران، بدهکار شهر و مردم دزفول است چرا که در سینمای جنگ و دفاع مقدس ما، تقریبن هیچ نشان و اثری از دزفول و مردم اش و آسیب هایی که در طی هشت سال جنگ تحمیلی به آن ها وارد شده، وجود ندارد. من به عنوان یک فیلمساز دزفولی که فرهنگ، معماری و گویش این شهر و مردم آن را کم و بیش می شناسم و جنگ را هم خود از نزدیک تجربه کرده ام علاقه مند بودم که به دور از احساسات ناسیونالیستی درباره ی جنگ و تأثیر آن بر زندگی مردم دزفول فیلم بسازم.»

سعید قطبی زاده درباره ی ریتم و فضاسازی فیلم های سبزقبا سخن گفت و اشاره کرد: «سینمای سبزقبا با آن موقعیت ها و زندگی خاص سیزیف گونه ی شخصیت های اش، لوکیشن ناب و اشاره های فلیمساز به داستان ها و قصه های تاریخی و مذهبی اش، بیش از آن که سینمایی اسطوره ای باشد به فضاهای آرکاییک نزدیک است. جهانی که او در سه گانه اش خلق کرده با تک تک جزییات، نمادها، المان ها و موقعیت های شان گره خورده و به پیروی از مسأله ی مهم «کثرت در وحدت و وحدت در کثرت»، هیچ کدام از این عناصر از فضا و جهان فیلم ها خارج نشده اند.»

در ادامه، یکی از مخاطبین درباره ی چگونگی دستیابی به داستان های این سه فیلم از فیلمساز سوال کرد. سبزقبا در پاسخ گفت: «واقعیت این است که پاسخ به این سوال همواره برای فیلمساز دشوار است، چرا که لحظه ی خلق ایده ی اصلی فیلم لحظه ای نیست که لزومن در ذهن فیلمساز باقی بماند. دلیل اش هم این است که فیلمساز معمولن در پروسه ی نوشتن و پرورش ایده و داستان فیلمنامه اش، بیش از آن که به عنوان یک محقق، پروژه ی شکل گیری ایده و تکمیل آن تا فیلمنامه ی کامل را زیر نظر داشته باشد، به عنوان یک هنرمند درگیر خلق آن است. ما معمولن در این مواقع بیشتر به چگونگی پرورش فیلمنامه می اندیشیم تا به روش و شیوه ی دستیابی به ایده ی فیلمنامه ی تازه مان. بنابراین اکثرن من نمی توانم به یاد بیاورم که چگونه به ایده ی اصلی فیلم تازه ام دست پیدا کرده ام. آن چه که می نویسم لزومن واقعیت زندگی خودم و یا آدم های اطراف ام نیست، بلکه مجموع تمام دیده ها، شنیده ها، تجربیات و روایت من از واقعیت زندگی است. واقعیت فیلم های من لزومن با واقعیت زندگی یکسان نیست اما واقعیتی به دور از واقعیت زندگی هم نیست. واقعیت یک متریال خام است که با جهان بینی، سلیقه و خلاقیت هنرمند به هنر تبدیل می شود.»

در ادامه ی جلسه سعید قطبی زاده اظهار داشت: «سبزقبا به شیوه ی خاص و سبکِ ویژه ی خودش دست پیدا کرده، به طوری که اگر تیتراژ این سه فیلم از این آثار حذف شوند، من خود به راحتی می توانم تشخیص بدهم که این سه فیلم را او ساخته است.»

جلسه ی اکران و نقد و بررسی فیلم های سید مرتضی سبزقبا حدود 3 ساعت به طول انجامید و در ادامه فیلمساز به سئوالات مختلف مخاطبین پاسخ داد.

لازم به ذکر است که شانزدهمین هفته ی باشگاه فیلم موسسه فرهنگی، هنری شهید آوینی - که به اکران و نقد و بررسی فیلم های شاخص سینمای کوتاه کشور اختصاص دارد - دوشنبه 18 آبان ماه 1394 با اکران و نقد و بررسی سه فیلم «برای او»، «آن ها» و «از ما» سه گانه ی سید مرتضی سبزقبا، در سالن آمفی تئاتر این موسسه در تهران برگزار شد.

در ایسنای خوزستان بخوانید.

یا حق.


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, برای او, آن ها, از ما, شانزدهمین هفته ی باشگاه فیلم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۴ساعت  ۰:۴۷ قبل از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

             پوستر جلسه ی باشگاه فیلم موسسه ی شهید آوینی.اکران فیلم های سید مرتضی سبزقبا.طراحی پوستر: سید مرتضی سبزقبا.امور رایانه:حجت کایدخورده

شانزدهمین هفته ی باشگاه فیلم کوتاه موسسه ی فرهنگی، هنری شهید آوینی به اکران فیلم های سید مرتضی سبزقبا اختصاص دارد.


به گزارش روابط عمومی موسسه ی فرهنگی، هنری شهید آوینی، سه فیلم "برای او"، "آن ها" و "از ما" که سه گانه ی سید مرتضی سبزقبا درباره ی جنگ و آدم های متأثر از شرایط جنگ هستند، در شانزدهمین هفته ی باشگاه این موسسه و با حضور سعید قطبی زاده منتقد سینما به نمایش درمی آیند و مورد نقد و بررسی قرار می گیرند.

این سه فیلم که پیش از این در جشنواره های ملی و بین المللی حضور موفقی را تجربه کرده اند، این بار در قالب جلسه ی باشگاه فیلم کوتاه موسسه ی فرهنگی، هنری شهید آوینی که به اکران و نقد و بررسی فیلم های شاخص سینمای کوتاه کشور اختصاص دارد، با حضور فیلمساز و علاقه مندان به هنر سینما اکران خواهند شد.

سه فیلم کوتاه "برای او"، "آن ها" و "از ما" به نویسندگی و کارگردانی سید مرتضی سبزقبا منتخب جشنواره های: فیلم کوتاه رویش مشهد، نخستین جشنواره­ ی ملی ایران ۱۴۰۴ تهران، نهمین و دهمین جشن تصویر سال تهران، چهل و هفتمین جشنواره­ ی منطقه ای سینمای جوان افلاک خرم آباد، دوازدهمین و سیزدهمین جشنواره­ ی بین­ المللی فیلم مقاومت کرمان و تهران، بیست و نهمین جشنواره­ ی بین­ المللی فیلم کوتاه تهران، هفتمین جشنواره­ ی سراسری فیلم کوتاه وارش بابل مازندران، چهل­ و­ دومین جشنواره­ ی بین­ المللی فیلم رشد تهران، چهارمین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه حسنات اصفهان، دهمین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه و مستند رضوی یزد، پنجمین جشنواره­ ی بین المللی فیلم کوتاه GULF دبی، پنجمین جشنواره­ ی بین­ المللی فیلم کوتاه FICBUEU اسپانیا، دومین و سومین جشنواره­ ی بین­ المللی فیلم کوتاه PUNE هندوستان، دوازدهمین جشنواره ی فیلم Third Eye  "چشم سوم" هندوستان، نهمین جشنواره­ ی بین­ المللی فیلم­ زاکوپان، موناتین MOUNTAIN, ZAKOPANE لهستان، سومین جشنواره ی بین المللی فیلم کوتاه JAIPUR هندوستان، بیست و چهارمین جشنواره ی بین المللی فیلم کوتاه MEDIAWAVE مجارستان، بیست و نهمین جشنواره ی بین المللی فیلم کوتاه BLACK آلمان، فستیوال فیلم های ایرانی در آلمان (Iranian Film Festival in Germany) و همچنین منتخب بیست و یکمین جشنواره­ ی بین ­المللی فیلم کوتاه « Kolkata » کلکته ی هندوستان بوده اند و تا به حال موفق به کسب جوایز متعددی از جشنواره های سینمایی مختلف شده اند.

لازم به ذکر است که تهیه کنندگی فیلم های "برای او" و "آن ها" بر عهده ی حوزه ی هنری استان خوزستان بوده و فیلم داستانی "از ما" نیز در شبکه ی استانی خوزستان تهیه و تولید شده است.

گفتنی است که شانزدهمین هفته ی باشگاه فیلم این موسسه دوشنبه 18 آبان ماه 1394، ساعت 16 تا 18 بعد از ظهر در تهران، تجریش، میدان قدس و در سالن آمفی تئاتر موسسه ی فرهنگی، هنری شهید آوینی برگزار خواهد شد.

  موسسه ی فرهنگی هنری شهید آوینی

در اداره کل امور استان ها و مجلس حوزه ی هنری بخوانید.
در حوزه ی هنری خوزستان بخوانید.
در ایسنای خوزستان بخوانید.

یا حق.


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, برای او, آن هاواز ما, باشگاه فیلم, موسسه ی شهید آوینی
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۴ساعت  ۱۱:۵۲ قبل از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

          قیصر امین پور

19 ساله بودم. هر هفته سر کلاس "مبانی ارتباط تصویری"، استاد ملکی شعر می خواند و با شور و شعفی وصف ناپذیر از همکلاسی اش سخن می گفت. هر گاه از زیبایی و توازن و تقارن در نقاشی و طراحی و معماری حرف می زد، شعری از دوست و همکلاس قدیمی اش را به مبحث اش ضمیمه می کرد تا درکی زیبا از زیبایی و توازن و تقارن در شعر نیز نصیب مان شود.

جایگاه او در شعر معاصر و به خصوص شعر پس از انقلاب، جایگاهی مهم، اثرگذار و ویژه است. شعر قیصر امین پور از جهات مختلف واجد ویژگی های مهم و منشا اثر بسیاری است. فعالیت های اجتماعی -و البته کمتر سیاسی اش- در دوره های مختلف تاریخ معاصر از جمله در جریان وقوع انقلاب، جنگ و دوران پس از جنگ و فعالیت های اجتماعی -و البته بیشتر فرهنگی اش- در حوزه ی اندیشه و هنر اسلامی، و پس از آن در دانشگاه الزهرا و تشکیل نشست های علمی و فرهنگی، هنری او و بعدتر حضورش به عنوان استاد در دانشگاه، در به وجود آمدن موجی تازه در شعر معاصر و البته تربیت و پرورش جمعی از شاعران جوان نقش به سزایی داشت.

19 ساله بودم. نام قیصر را پیش از آن کم و بیش شنیده بودم. بندها و بیت هایی از اشعارش را به خاطر سپرده بودم و وقتی استادمان از دوستی با دوست دوران نوجوانی و جوانی اش سخن می گفت بیش از پیش به شخصیت و شعر قیصر علاقه مند می شدم. بعدها به شکل پیوسته اشعار او را یک به یک خواندم.

قیصر امین پور را شاعری نوآور می شناسم که اشعارش وامدار سنت و سابقه ی تاریخی شعر کلاسیک ایران زمین است. شعر او ساحت های مختلف و متفاوتی را دربرمی گیرد. اشعار آیینی، تغزلی، کودکانه، حماسی، اجتماعی و گاه سیاسی اش آینه ای روشن از زمانه ای ست که در آن زیست. زمانه ای که شتاب تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اش قدرت درک آن ها را از برخی هنرمندان و فعالان عرصه ی فرهنگ سلب می کرد. قیصر اما برخلاف برخی جریان های فکری خاص، سره را از ناسره تشخیص می داد و راه را از چاه. به همین دلیل است که معتقدم او فرزند زمان خویشتن بود و شعر او زاییده ی زمانه ای که او بی صبرانه در آن زیست و صبورانه رنج ها و دردهای اش را تحمل کرد.

19 ساله بودم. یادم هست وقتی سال ها بعد به دبیرستان آیت الله طالقانی دزفول آمد تا بعد از گذشت سال ها با نیمکت ها و کلاس های دبیرستان دیداری تازه کند، یادم آمد که آن کلاس و آن نیمکت ها را می شناسم. من به دلایلی فصلی کوتاه را در آن کلاس و با آن نیمکت های رنگ و رو رفته اش سپری کرده بودم.

شعر قیصر امین پور با روایت و ترسیم او از شرایط اجتماعی معاصرش شکل می گیرد. حماسه، عشق و عرفان سه ویژگی مشخص دوره های مختلف شاعری اوست که هر کدام البته با روایت و ترسیم او از این سه، شمایل متفاوت و دیگری از حماسه، عشق و عرفان را در شعر معاصر ما برساخته است. وقتی از جنگ سخن می گوید در واقع از جنگ نمی گوید بل که از انسان زخم خورده از جنگ سخن می گوید. وقتی که از دردهای خود می گوید در واقع از دردهای خود نمی گوید بل که از دردهای نوع بشر سخن می گوید. او وقتی از دزفول و مردم زخم خورده اش و یا از سرزمین زخمی فلسطین حرف می زند درباره ی انسان زخمی از رنج جنگ سخن می گوید. شعر قیصر حتی در شرایط خشنونت بارِ جنگ، لباسی از لطافت طبع و روح مهربان او را بر تن دارد.

شخصیت فرهیخته اما مردمی، ساده اما عمیق اش، او را در نزد مردم به شخصیتی محبوب بدل کرده است. از طرفی او آکادمیسینی است که جایگاه علمی اش در مراکز و محافل دانشگاهی، تحقیقات ادبی او را تا سطحی عالی از دانش علمی و ادبی روزگار ما ارتقا بخشیده است. پایان نامه ی دکترای او که بعدها در قالب کتاب "سنت و نوآوری در شعر معاصر" منتشر شد یکی از پژوهش های مهم ادبی معاصر به شمار می آید. فعالیت و سردبیری او در ماهنامه ی ادبی "سروش نوجوانان" ساحت دیگری از شخصیت ادبی او را به جامعه ی فرهنگی کشور معرفی کرد. او به راستی فرزند زمانه ی خویشتن بود.
 
19 ساله بودم که هر هفته سر کلاس استادمان، از شعر و شخصیت خاص قیصر می شنیدم و به او بیش از پیش علاقه مند می شدم. استاد ملکی از ایام جوانی اش سخن می گفت و با شعف و عاطفه ای عجیب از زمانی سخن می گفت که قیصر را به مراسم ازدواج خود دعوت کرده بود.

آن چه که من از قیصر می دانم و می شناسم این است که تشخص و متانت شخصیت شاعر، به دور از امواج پریشان "ایسم" های گوناگونی که گاه شاعران معاصر را با خود برده و از خود دور کرده، آشکارا و پنهان در دریای وسیع و عمیق شعر قیصر موج می زند. شعر قیصر مجموعه ای از تشخص و متانت او، طبع بلند و لطیف اش، و دانش و آگاهی اش از جریان های مختلف ادبی از آغاز تا دوران حیات اوست. بی شک او به همراه شاعرانی همچون سلمان هراتی و سید حسن حسینی از مهم ترین و تاثیرگذارترین شاعران بعد از انقلاب به شمار می آیند.

در تمام سال هایی که دیگر 19 ساله نبودم و اشعار او را یک به یک و مستمر می خواندم می دانستم و شنیده بودم که به خاطر آن تصادف وحشتناک اسفند ماه 1377 شرایط دشوار و جانکاهی را از سر می گذراند. سال های بعد هر گاه استاد "مبانی ارتباط تصویری" مان را می دیدم سراغ اش را از دوست و همکلاسی قدیمی اش می گرفتم. او از رنج های قیصر رنج می کشید اما همواره با لبخندی ملیح و با عاطفه ای شیرین از او سخن می گفت. وقتی 8 آبان ماه 1386 خبر رفتن اش را شنیدم باور نداشتم. باور نداشتم که دردها و رنج های جسمی اش بالاخره او را از ما ربوده است.

آن روز در گتوند پشت سر قیصر که آرام بر موج شانه های مردم به سوی آرامگاه ابدی اش پیش می رفت گام برمی داشتم. آن روز 19 ساله نبودم 27 ساله بودم. روز دلگیری بود. حس عجیبی داشتم. برای من همواره شخصیت باابهت اما مهربان شاعر ستودنی و قابل ستایش بود. سخت بود که در آن روز دلگیر قدم به قدم قیصر را – آن همه ابهت را - تا آرامگاه اش بدرقه کنم. من هیچ گاه او را از نزدیک ندیده بودم اما خیلی خوب او را از نزدیک می شناختم. آن روز به استاد کریم ملکی می اندیشیدم و به مهر و محبتی که بین این دو وجود داشت. حالا هنوز هم هر روز هر وقت استاد ملکی را می بینم با همان شور و شعف همیشگی اش از شخصیت و شعر دوست دوران جوانی اش سخن می گوید و طوری سخن می گوید که انگار قیصر نرفته است و یا اگر رفته است جای دوری نرفته است. او همین نزدیکی هاست.

وقتی که قیصر رفت من 19 ساله نبودم 27 ساله بودم. هنوز هم در شعر او زیبایی و وقار و متانت و توازن و تقارن هنری فاخر را به وضوح می بینم. در این سال هایی که رفته چندین بار به دیدن اش در گتوند رفتم. کاش معماری آرامگاه او در شأن او و اشعار او طراحی و اجرا می شد. به نظرم اجرای طرح فعلی هم با استانداردهای معماری اصیل و درخشان ایران زمین فاصله ی بسیاری دارد. اما راست اش از این که قیصر در گوشه ای از خاک گتوند آرمیده است آسوده خاطرم. او جای دوری نرفته است. او همین نزدیکی هاست. یادگارهایی او – اشعار او - نیز برگ زرین دیگری ست که در تاریخ شعر سرزمین من تا ابد باقی خواهند ماند.

راستی تا یادم نرفته است باید بروم و با دوست و همکلاسی قدیمی قیصر امین پور؛ جناب استاد کریم ملکی عزیز دیداری تازه کنم.  

در خبرگزاری دانشجویان ایران بخوانید.
در ایسنای خوزستان بخوانید.

یا حق.       
     


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, قیصر امین پور, کریم ملکی
+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان ۱۳۹۴ساعت  ۱۰:۳۰ قبل از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  |