اصفهان بودم. اسفند ماه سال گذشته. در رستوران هتل پیروزی، حسین علیزاده دور میزی آن­سوتر نشسته بود. صبحانه خوردیم. آمده بود که کنسرت برگزار کند. قبل از این که اتفاق خاصی رخ بدهد، کنسرت اش را برگزار کرد و رفت. "زاون قوکاسیان" به گرمی و مهربانی به منِ دزفولی خوش­آمد گفت. می خندید. از قرار می دانست که در شب اختتامیه برای " از ما " چه اتفاقی می افتد. چاقی مفرط اش، نفس نفس زدن های خاص اش، و آهسته و باطمأنینه سخن گفتن اش نگران ام کرد. در شب بزرگداشت "فاطمه خانم معتمد آریا" به دلیل فقدان مادرش گریه کرد و خانم روسری آبی سینمای ایران از "زاون قوکاسیان" خواست تا مهر مادری او را بپذیرد. دیگران هم به شوق گریستند. شب اختتامیه ی جشنواره، جایزه ی بهترین فیلمنامه به " از ما " تعلق گرفت. بعد از مراسم به من نگاه که می کرد می خندید؛ آرام و بی صدا. برای اش دعا کردم. برگزیدگان به یادگار عکس گرفتند ولی من کنار "علی خدایی" نشستم تا برای ام از نقص های " از ما " بگوید. برای این که به من ثابت کند " از ما " را از میان آن همه فیلمنامه به خاطر دارد، از ابتدا تا انتهای فیلمنامه را برای ام تعریف کرد. از آدم های قصه، لوکیشن ها و موقعیت های به زعم او جذاب و بکر " از ما " گفت تا ثابت کند میان آن همه فیلمنامه، " از ما " را چندین بار با امرالله احمدجو، مینو فرشچی و دیگر داوران بخش مسابقه ی فیلمنامه ی جشنواره خوانده است و بارها درباره ی ویژگی های اش صحبت کرده اند. می گفت " از ما " را دوست می دارد.

در شهر کلن در روزی سرد، با "همایون اسعدیان" و همسرش در یکی از فروشگاه های "سی اند اِی" قدم می زدیم و از سایزهای بزرگ پوشاک فروشگاه متعجب بودیم. "محمد علی باشه آهنگر" در به در به دنبال لباس هایی می گشت که اندازه شان مناسب فرزندان اش باشند. نبود. 5 طبقه را با آسانسور بالا و پایین رفتیم و نیافتیم. از خانم فروشنده سوال کردیم. زبان آلمانی، زبان دشواری ست به خصوص برای من که انگلیسی اش هم زبانی دشوار است. معلوم شد فروشگاه را اشتباهی آمده ایم و این فروشگاهِ XL "سی اند اِی" است و باید به فروشگاه آن طرف خیابان برویم. رفتیم و بالاخره "باشه آهنگر" اندازه های مورد نظرش را پیدا کرد و سوغاتی های اش را برای فرزندان اش تهیه کرد. با "بهرام عظیم پور" کنار رود راین قدم می زدیم و من با گوشی تلفن همراه ام فیلمبرداری می کردم. "بهرام عظیم پور" که کم و بیش گویش دزفولی من و "باشه آهنگر" را متوجه می شد، رو به دوربین من کرد و تأکید کرد که آخرین بار سر صحنه ی "از کرخه تا راین" اینجا بوده و حالا بعد از بیست و سه سال دوباره رود راین را می بیند. در اتومبیل فستیوال نشسته بودیم تا برویم هتل. از "زاون قوکاسیان" سخن به میان آمد. پرسیدم: حال اش چطور است؟ "فرهاد توحیدی" از من پرسید: اتفاقی اُفتاده؟ "بهرام عظیم پور" گفت بعد از فستیوال به وین اتریش می رود تا او را روی تخت بیمارستان ملاقات کند. غده ای هشت کیلویی از شکم اش خارج کرده اند. چاقی مفرط اش، نفس نفس زدن های خاص اش و آهسته و باطمأنینه سخن گفتن اش را به یاد آوردم. شب با "باشه آهنگر" در اتاق هتل نشسته بودیم و او از فیلمنامه ی جدیدش " سرو زیر آب " گفت و من از فیلمنامه ی تازه ام " از ما ". بعد "آقا مهران موحدفر" به ما ملحق شد و سه دزفولی در اتاقی در یکی از هتل های شهر کلن آلمان با گویش شیرین دزفولی تا پاسی از شب از هر دری سخن گفتیم و چای نوشیدیم.

تهران بودم. اسفند ماه امسال. با "فرید دغاغله" سر تدوین فیلم " از ما " در دفتر کارش بودیم. پشت سر هم چای می نوشیدیم و درباره ی پلان های مختلف صحبت می کردیم. گاه پلانی جا به جا می شد. گاهی فریمی اضافه می شد و هر از گاه هم فریمی کم می شد تا به ایده های مورد نظر دست پیدا کنیم. تدوین که به اتمام رسید برخاستم و فرید را در آغوش گرفتم و او را بوسیدم. فرید خوشحال بود. به نظرم تدوین " از ما " یکی از بهترین تدوین های کارنامه ی هنری فرید است. روزهای بعد صداگذاری، ساخت تیتراژ، اِتالوناژ و مراحل مختلف فنی " از ما " را نیز به سرانجام رساندیم. با "میثم خالدیان" در BRT انقلاب بودم. کتاب ام را از من گرفت تا در مسیر انقلاب تا آزادی بخش هایی از "کتاب مقدس" را بخواند. خواند. کتاب را دوست دارم. کاغذ اعلایی دارد با چاپی زیبا که به قول دستفروش انقلاب هر چهار انجیل متی، مَرقُس، لوقا و یوحنا را دربردارد، به علاوه این که "مزامیر و امثال" هم در آن منتشر شده است. رفتیم موزه ی سینما و در آن عمارت زیبا فیلم "شش قرن و شش سال" را تماشا کردیم. "استاد محمد رضا شجریان" نازنین و فرزند خلف او و آواز ایرانی "همایون شجریان" عزیز، حضور شیرین و جذابی در فیلم دارند. مراحل مختلف فنی " از ما " که به اتمام رسید، نفس راحتی کشیدم. انگار که بعد از ماه ها به ثمر رسیدن میوه ای از درخت کوچک وجودم را به تماشا نشسته باشم آسوده خاطر تولد " از ما " را به تماشا نشستم. در این مسیر خیلی از دوستان و همکاران بزرگوارم مرا یاری رساندند. بدون حضور آن ها، تولید " از ما " امکان پذیر نبود. در آن روز آفتابی دلپذیر در خیابان انقلاب تهران قدم زدم و در دل ام از تک تک دوستان و همکاران ام سپاسگزاری کردم. می اندیشیدم به دزفول که برسم، حضوری از آن ها تشکر خواهم کرد. با "آسد حبیب حبیب پور" در اتاق کارش نشسته بودیم و صحبت می کردیم. از هر دری سخنی شیرین به میان آمد. لطف کرد و مرا به ناهار دعوت کرد. به کلن فکر کردم که "آقا مهران موحدفر" من و "محمد علی باشه آهنگر" را در شبی که جا به جا کارناوال های شادی آلمانی ها به مناسبت فرارسیدن کریسمس برپا بود، به شام دعوت کرد.

از متروی انقلاب بالا آمدم. به اولین دکه ی روزنامه فروشی که رسیدم ایستادم تا تیترها را با نگاه ورق بزنم. نگاه ام روی اولین تیتر فیکس شد: "زاون قوکاسیان برای همیشه سینمای ایران را تنها گذاشت و رفت". بقیه اش را نخواندم. قوکاسیان در عکسی که کنار تیتر دیده می شد می خندید. مثل آن روز در اصفهان که وقتی جایزه ام را از دست "علی خدایی" دریافت کردم، به من نگاه می کرد و می خندید؛ آرام و بی صدا.


زاون قوکاسیان از ما بود. دوست اش داشتم. دوست اش دارم. دوست اش داریم.

یا حق.


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, زاون قوکاسیان, فیلم از ما
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت  ۰:۲۷ قبل از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

   

فیلمنامه ی "قاصدک" نوشته ی سید مرتضی سبزقبا به بخش مسابقه ی فیلمنامه نویسی پنجاه و دومین جشنواره ی منطقه ای سینمای جوان اروند راه یافت.

11 فیلمنامه با موضوع آزاد و 3 فیلمنامه ی اقتباسی از 13 فیلمنامه نویس به بخش مسابقه ی فیلمنامه نویسی پنجاه و دومین جشنواره ی منطقه ای سینمای جوان اروند راه یافتند.

به گزارش روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، این تعداد فیلمنامه از بین 258 فیلمنامه ی رسیده به دبیرخانه ی جشنواره ی اروند انتخاب شده، و در مرحله ی بعد توسط فرهاد توحیدی، انسیه شاه حسینی و رضا مقصودی داوران بخش مسابقه ی فیلمنامه نویسی این جشنواره داوری خواهند شد.

گفتنی ست که سید مرتضی سبزقبا پیش از این و در جشنواره ی منطقه سه سینمای جوان اهواز و در بخش سرزمین زیبای ما برای فیلم "خانه ی اجدادی" برنده ی جایزه ی بهترین فیلم جشنواره شده، و نیز در چهل و هفتمین دوره ی جشنواره ی منطقه ای سینمای جوان که در خرم آباد برگزار شد علاوه بر این که در بخش مسابقه ی فیلم جشنواره سه تندیس بهترین فیلم، بهترین تصویربرداری و بهترین تدوین، و همچنین لوح تقدیر بهترین مجری طرح را برای فیلم "برای او" دریافت کرده، در بخش فیلمنامه نویسی همین جشنواره جایزه و لوح تقدیر بهترین فیلمنامه را برای فیلمنامه ی "روی جاده ی برفی" نیز کسب کرده است.

لازم به ذکر است که پنجاه و دومین جشنواره ی منطقه ای سینمای جوان اروند از 1 تا 4 اسفند ماه 1393 در شهر آبادان و به صورت همزمان در خرمشهر، در 3 بخش فیلم کوتاه، فیلمنامه و عکس برگزار خواهد شد.

در انجمن سینمای جوانان ایران بخوانید.
در ایسنای خوزستان بخوانید.
در اکسین پرس بخوانید.
در بانی فیلم بخوانید.
در ایکنا بخوانید.

یا حق.


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, فیلمنامه ی قاصدک, پنجاه و دومین جشنواره ی منطقه ای سینمای جوان اروند, آبادان
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ساعت  ۱۱:۲۱ قبل از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

    
     علیرضا خداداد در فیلم

     عظیم سبزقبا در فیلم

تصویربرداری فیلم " از ما " به نویسندگی و کارگردانی سید مرتضی سبزقبا به پایان رسید.

فیلم کوتاه داستانی " از ما "، به رابطه ی انسانی و اخلاقی انسان هایی با دو ملیت متفاوت می پردازد که علی رغم این که در همسایگی هم زندگی می کنند، اما سال هاست که از هم بی خبرند. این دو حالا پس از سال ها همدیگر را در دزفول می یابند.  

فیلم کوتاه " از ما " که به تهیه کنندگی بهزاد کهزاد و در سیمای مرکز خوزستان تولید شده است، با دوربین Canon EOS 5D Mark III و با فرمت FULL HD در 8 روز، در لوکیشن هائی واقع در دزفول، و به شیوه ی سیاه و سفید تصویربرداری شد.  

اسامی عوامل تولید این فیلم به این شرح اند:

نویسنده و کارگردان: سید مرتضی سبزقبا- تصويربردار: امير علی ­ويسی- تدوين: فريد دغاغله- صدابردار: هادی ساعد محکم- طراح صحنه، لباس و گریم: حميد نورآبادی- عكاس: جواد شیدا- تصويربردار پشت صحنه: حجت کایدخورده- دستيار تصويربردار: وریا گلزاریان، جمیل نصیری- منشی صحنه: فاطمه ی سياح­ طرفی- امور تدارکات: منصور رضایی، میلاد صالح وند- مدیر توليد: حسين عليزاده- بازيگران: علیرضا خداداد، عظیم سبزقبا.

گفتنی ست که فیلمنامه ی این فیلم پیش از این جایزه ی بهترین فیلمنامه ی سومین جشنواره ی فیلم و فیلمنامه نویسی بسیج خوزستان، جایزه و لوح تقدیر بهترین فیلمنامه ی سومین جشنواره ی ملی بسیج تهران، و همچنین جایزه و لوح تقدیر بهترین فیلمنامه ی چهارمین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه حسنات اصفهان را دریافت کرده است. 

                                        ---------------------------------------

در فیلم " از ما " یکی از منظم ترین و بی دغدغه ترین تولیدات کارنامه ی سینمائی ام را تجربه کردم. هم در مرحله ی پیش تولید و هم در مرحله ی تولید، برنامه ریزی و نظم بسیار خوبی به وجود آمد و همه ی عوامل فیلم با هماهنگی و همدلی تحسین برانگیزی در امور پیش تولید و تولید این فیلم مشارکت کردند. حاصل این انضباط، آرامشی بود که تمام عوامل فیلم در مرحله ی مهم و دشوار تصویربرداری تجربه کردند. از تک تک عوامل تولید " از ما " برای ایجاد این نظم، تشکر می کنم.

در این فیلم نیز از همراهی و همدلی بزرگوارانی برخوردار بودم که محبت و لطف شان فراموش نشدنی ست. دوستانی که همواره مهربان اند و " از ما " را متعلق به سینمای استان ما خوزستان و سینمای شهر ما دزفول می دانند. به عنوان نویسنده و کارگردان این پروژه به نوبه ی خود از لطف و محبت بزرگوارانی چون محمد علی باشه آهنگر، مهدی شریفی، علی حیاتی، سید عزیز رودبندی، سید علی صفویان، سید کاظم سبزقبا، سید رضا سبزقبا، سید مهدی سبزقبا، سید حسین سبزقبا، سید حبیب حبیب پور، احمد پایه زراعت، عادل خلف عادلی، روح الله پوردیان، محسن مستکین، سعید رشید جلودار، ایوب مروانی پور، عظیم چینی پرداز و حمید تجلی فرد متشکرم. همچنین بابت همکاری و مساعدت بزرگوارانی چون جناب آقای محمد رضا کرمی نژاد شهردار محترم دزفول، جناب آقای حاج سعید توتونچی مدیر عامل محترم شرکت آرد شعله ی دزفول و کارکنان محترم این شرکت، جناب آقای امید حبیبی نژاد مدیریت محترم دانشگاه علمی و کاربردی شهرستان دزفول، و نیز جناب آقای حاج محمد حاجی خلف صمیمانه سپاسگزارم.  

در ایسنای خوزستان بخوانید.  
در نور خوزستان بخوانید. 
در خوزنیوز بخوانید.
در خوانا بخوانید.
در ایکنا بخوانید.

یا حق.


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, فیلم از ما, تهیه کننده بهزاد کهزاد, سیمای مرکز خوزستان
+ نوشته شده در  جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ساعت  ۱۲:۳۷ بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 


    اثری از جواد شیدا

این ششمین "کنج وب" من است. احتمالن "کنج وب" مرا به یاد می آورید نه؟ خب پس می رویم سر اصل مطلب.

همواره گفته ام و نوشته ام که به نظرم انسان هنرمند کسی ست که صاحب جهان بینی، نگاه و نگرش ویژه ای ست. هنرمند به دنیای اطراف خود و به فضای پیرامون خویش، به گونه ای دیگر می نگرد. هنرمند از ورای اتفاقات و رخدادهای گوناگون زندگی، آن چه را دیگران نمی بینند می بیند و در هنرش آن را متجلی می کند. گاه آن چه که او می بیند، در پس ظاهر حوادث و اتفاقات مختلف پنهان است و این اوست که می تواند با دید خلاقانه و جهان بینی متفاوت اش، لایه ی رنگارنگ "واقعیت" را که همچون غباری غلیظ بر آئینه ی "حقیقت" نشسته، بزداید و حقیقتی تازه را پیش روی مخاطب قرار بدهد. گاه واقعیت فریبنده و رنگ به رنگ است و این عالمان و هنرمندان اند که می توانند از پس "ظاهر واقعیت"، "باطن حقیقت" را آشکار کنند.

هنر عکاسی، هنر ثبت یک جهان بینی متفاوت و ضبط یک حقیقت تازه در کوتاه ترین زمان ممکن است. حقیقتی که به تعداد انسان های روی کره ی خاکی متکثر است و همه ی حقیقت متکثر در واقع عین آن حقیقت واحد است، چرا که همه ی حقیقت به شکل کامل، نزد ما نیست و آن چه که ما به عنوان حقیقت درک و کشف می کنیم تنها بخشی از حقیقت است. پس به تعداد عکس های خوب، حقیقت وجود دارد. در واقع به عدد انسان های هنرمندی که به ثبت و ضبط عالم هستی و دنیای پیرامون شان اهتمام می ورزند، حقیقت وجود دارد. عکس خوب، حقیقتی روشن را در ضمیر آینه ای مخاطب متجلی می سازد. عکس خوب، یک حقیقت کشف شده است. عکاس برای کشف و ثبت حقیقت، فقط و فقط به اندازه ی یک فریم، زمان و فرصت دارد. زمان اندکی ست نه؟ اندک است اما اگر عکاس، صاحب جهان بینی و نگاه و نگرش ویژه ی خود باشد، همان اندک زمان یک فریم هم، برای کشف و انتقال یک حقیقت ناب کافی ست.

عکاس، کسی ست که ویژگی های یک هنرمند را به تمام معنی کلمه داراست. او مهارت و خلاقیت دارد. او صاحب جهان بینی و نگاه و نگرش ویژه است. او صاحب درکی زیبائی شناسانه از پدیده های اطراف خویش است. او "چگونه دیدن" و "چه دیدن" را به خوبی آموخته است. او کاشف لحظه های "بودن" است. این همه گفتم تا از مهمان امشب "کنج وب" ام سخن بگویم. دوستی که هنرمند است و هنرمندی که عکاس است. در عکس های او، ویژگی های خاصی نهفته است که از دریچه ی نگرش او به پیرامون اش، به دنیای عکس راه یافته اند. این نگرش از آنِ خودِ اوست. در جهان عکس های او، خلاقیت و زیبائی موج می زند. کادربندی و ترکیب بندی عکس های اش، بسیار محکم و قدرتمند و صحیح اند. در انتخاب موضوع، بسیار هوشمندانه عمل می کند و تکنیک را فدای محتوا، و یا محتوا را فدای تکنیک نمی کند. دوست عکاس من، فروتن است و برخلاف بعضی از افرادی که سال هاست دوربین در دست دارند اما به سختی می توان در بین عکس های شان، حتی یک فریم عکس خوب یافت و در عین حال انگار از دماغ فیل افتاده اند و به شدت به کارنامه ی نحیف هنری شان می بالند، ادعایی ندارد و سر به زیر و بدون حاشیه، به خلق آثار ارزشمندی می پردازد که فریم به فریم به ارزش های هنری کارنامه اش اضافه می شوند.

مهمان امشب من "جواد شیدا"ست. کسی که فریم به فریم حقیقت های کشف شده اش را با ما قسمت می کند و عکس های خوب اش را بی دریغ در معرض دید مخاطب خویش قرار می دهد. "جواد شیدا" یکی از معدود عکاسان اهل دزفول است که به طور مستمر و مداوم در جشنواره ها و نمایشگاه های ایران و فستیوال های عکاسی بین المللی حضوری موفق را تجربه کرده است. به جز "جواد شیدا"، فقط یک عکاس دزفولی دیگر را می شناسیم که حالا سال هاست اعتبار و جایگاه ممتازی در کشور یافته، و جوایز و افتخارات داخلی و خارجی بسیاری کسب کرده است. او "امین نظری" عزیز است که در کارنامه ی پربار او، تحصیل در زمینه ی عکاسی، تدریس این رشته، دریافت جوایز مختلف ملی و بین المللی، داوری در جشنواره های مختلف عکاسی، و دبیری بخش عکس خبرگزاری ایسنا نیز دیده می شود. "امین نظری" نیاز به معرفی ندارد. بسیاری از عکاسان جوان خوزستانی که در این سال ها در جشنواره های مختلف درخشیده اند، مستقیم یا غیرمستقیم شاگردان او محسوب می شوند. اما "جواد شیدا" نیز علی رغم این که فقط چند سالی ست که به طور جدی به عکاسی می پردازد، اما به نظرم در این هنر پیشرفت فوق العاده ای داشته است. او بیش از هر کس دیگری، از نقاط قوت و ضعف خود، آگاه است.

مهم ترین ویژگی او که متاسفانه خیلی از کسانی که در این سال ها به قصد فراگیری هنر عکاسی دوربین به دست گرفته اند و از آن غافل بوده اند، این است که خود را همچنان یک "هنرجو" می داند، و به همین دلیل ساده، نگاه جستجوگرانه در او به شدت تقویت شده است. این ویژگی باعث می شود که هنرمند همواره حقیقت های غبارگرفته را از ورای واقعیت های رنگارنگ کشف کند و در هنرش متجلی سازد. "جواد شیدا" نگاه تیزبین و حساسی به آدم ها و حتی مکان های پیرامون اش دارد. او اگر به همین شکل و با همین جدیت به هنرش بپردازد و با همین انگیزه و برنامه ی فعلی، به کارش ادامه بدهد، بی شک به یکی از بهترین عکاسان کشور تبدیل خواهد شد. او جوایز مهمی کسب کرده که در کارنامه ی هیچ عکاس دزفولی دیگری (به جز امین نظری عزیز البته) نمی توان مشابه این جوایز را پیدا کرد، اما او خودش نیز می داند که توقف در راه پر فراز و نشیب هنر، هنرمند را از دست یابی به حقیقت های تازه محروم می کند. او خواهد کوشید تا هنرمند باقی بماند. او خواهد کوشید تا فریم به فریم حقیقت های زنگارگرفته را از ورای واقعیت های جاری زندگی، کشف کند و در معرض نگاه ما قرار بدهد. من به او و تمام هنرمندانی که چون او می کوشند و به افتخارات پشت سرشان دل نمی بندند و جستجوگرانه در مسیر هنر گام برمی دارند، بسیار امیدوار هستم. آینده ی هنر شهر ما از آنِ اینچنین افرادی خواهد بود. انسان هائی که اخلاق مندند و از حاشیه ها پرهیز می کنند. برای او و برای تمام هنرجویان همشهری ام که بی سر و صدا و بدون حاشیه، فروتنانه به اعتلای هنر شهر، استان و کشورمان کمک می کنند، موفقیت و سلامتی توأمان آرزومندم.

راستی بخشی از کارنامه ی هنری جواد را ببینید و بخوانید:

جواد شیدا- متولد: 1366- دزفول

شروع فعالیت هنری: 1387

- برنده ی تندیس و دیپلم افتخار بهترین عکاس مستند اجتماعی (جوانان زیر 25 سال) جشن تصویر سال -1391
- عکاس برگزیده ی نخستین جشنواره ی ملی عکس خلیج فارس- 1392
- برنده ی تندیس سومین جشنواره ی بین المللی خلیج فارس- 1392
- برنده ی تندیس، و عکاس برگزیده ی مسابقه ی عکس کاروان سفینه النجاه- 1392
- عکاس منتخب دومین نمایشگاه گروهی وان پیکس- 1392
- عکاس منتخب دومین جشنواره ی بین المللی رژان- 1392
- عکاس منتخب در پنجمین جشنواره ی پایتخت پنجره ها- 1392
- عکاس برگزیده ی پنجمین جشنواره ی ملی عکس زمان- 1392 
- عکاس منتخب یازدهمین جشن تصویر سال- 1392
- برنده ی تندیس و لوح تقدیر (رتبه ی دوم) دومین جشنواره ی سراسری عکس امید- 1393
- نمایشگاه گروهی عکس انجمن سینمای جوان دزفول- 1393
- عکاس منتخب در ششمین نمایشگاه عکس های برتر سال 92 دوربین.نت- 1393
- سه عکس منتخب در سومین نمایشگاه گروهی وان پیکس- 1393
- یک عکس منتخب در جشنواره ی "kula" صربستان- 2014
- دو عکس منتخب در جشنواره ی بین المللی خیام- 2014
- یک عکس منتخب در جشنواره ی "iso" بلژیک- 2014
- برگزیده ی سوم در ششمین جشنواره ی پایتخت پنجره ها- 1393
- همکاری و چاپ عکس در مجله های دوربین عکاسی– عکس– داستان همشهری– روزنامه ی همشهری و مجله ی الکترونیکی قاب.
- نمایش عکس ها و گفت و گو در برنامه ی "نردبان" شبکه ی مستند سیما و برنامه ی "رادیو هفت" شبکه ی آموزش سیما.

چند فریم از عکس های مطرح او را نیز ببینید:

    اثری از جواد شیدا

    اثری از جواد شیدا

    اثری از جواد شیدا

    اثری از جواد شیدا
  
    اثری از جواد شیدا

    اثری از جواد شیدا

یا حق.


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, کنج وب, جواد شیدا
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۳ساعت  ۱۹:۲۴ بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

                      پوستر فیلم او ساخته ی اسپایک جونز

"تئودور" مرد تنهائی ست که شغل اش نوشتن نامه های عاشقانه برای دیگران است. داستان در زمان آینده- آینده ای نامعلوم- اتفاق می افتد. تکنولوژی در جهت دست­یابی به آرمان­شهری مدرن به یاری بشر آمده و به نظر می رسد دنیا امن و امان است و آدم ها در کنار هم آرامش و آسایش را تجربه می کنند. "تئودور" اما که مدتی ست با همسرش متارکه کرده، با سیستم عامل هوشمندی به نام "سامانتا" آشنا می شود که هویت زنانه دارد و کمی بعد عاشق اش می شود. "سامانتا" نیز که سیستمی فوق العاده هوشمند است، همزمان با 8000 نفر دیگر در ارتباط است و به 600 نفر از آن ها نیز عشق می ورزد. این مساله "تئودور" را شگفت زده و سرخورده می کند. او واقعن عاشق "سامانتا"ست و خصوصی ترین تجربه های عاشقانه اش را از او تمنا می کند. شگفت آن که "سامانتا" جسم نیست و "تئودور" به معشوقی عاشق شده که اساسن وجود خارجی و عینی ندارد.

"her" فیلمی ست درباره ی عشق و دشواری های اش. فیلمی ست در مذمت "عشق" و در ستایش "دوست داشتن". "تئودور" به "سامانتا"ئی عاشق شده که جسم نیست و عینیت ندارد. کنایه ی فیلمساز باهوش ما به روابط عجیب آدم های امروز دنیای ماست که به واسطه ی وسائل ارتباطی فراگیر عصر حاضر، گاه بی آن که حتی کسی را از نزدیک دیده باشند عاشق اش می شوند. عشق اساسن حسی انتزاعی و ذهنی ست و کسی که عاشق می شود بیش از هر چیز به عینیتی انتزاعی که در ذهن خود از معشوق ساخته است، عشق می ورزد. به همین دلیل است که عشق نوعی "خودخواهی"ست و با "دیگرخواهی" فرسنگ ها فاصله دارد. "تئودور" به "سامانتا"ئی عشق می ورزد که ساخته ی نوع بشر است و بعد از عاشق شدن حالا برای عینیت بخشیدن به معشوق، به جستجوی راهی برای یافتن کالبدی انسانی برای اوست. آیا این اشاره ای هوشمندانه به مفهوم عشق نیست که در آن عاشق خود معشوق اش را می سازد و خود بر ساخته ی خویش عشق می ورزد؟ بله عشق نوعی خودخواهی ست.

جستجوی "تئودور" برای یافتن کالبدی انسانی برای "سامانتا" بی نتیجه است و به شکست می انجامد. از طرفی "تئودور" انتظارات روشنی از معشوق اش دارد که برآورده شدن شان با این شرایط غیرممکن به نظر می رسد. و آیا این مفهوم "عشق" را معنا نمی کند؟ در "عشق"، معشوق دست نیافتنی ست. چگونه ممکن است معشوقی که زائیده ی ذهن عاشق است، دقیقن با موجودی عینی تطابق پیدا کند؟ اساسن "عشق" حاصل نوعی زایش ذهنی و درونی ست و نه یک کشف عینی و بیرونی. اگر "تئودور"، معشوق خود را در میان آدم های اطراف اش می یافت که دیگر به سیستم عامل هوشمندی به نام "سامانتا" عاشق نمی شد. "سامانتا" نماد ذهن معشوق پرور "تئودور" است. اصلن "سامانتا" خود "تئودور" است. او اما که خود نمی تواند مکملی برای خود باشد. او هنگامی به این مساله پی می برد که برای یافتن کالبدی انسانی برای "سامانتا"، به حضور دختری دیگر در زندگی خصوصی اش رضایت می دهد، هر چند خیلی زود متوجه می شود که راه چاره این نیست و اساسن این دختر که، "سامانتا" نیست. او حالا می داند که یافتن "معشوقی عینی" که می باید با "معشوق ذهنی" او مطابقت کامل داشته باشد، امری غیرممکن است. در پروسه ی عشق، هیچ معشوقی عینیت نمی یابد چرا که معشوق خود عاشق است و هیچ عاشقی خود نمی تواند مکمل خویش باشد.

عصر ما، عصر ارتباطات انتزاعی ست. گسترش وسائل ارتباط جمعی هر چند مزایای بسیاری دارد اما زیان های بیشماری هم دارد. متاسفانه ارتباطات انتزاعی، تا حد زیادی جای ارتباطات واقعی را گرفته است. رویکرد کارگردان فیلم "her" به تکنولوژی البته رویکردی منفی و بدبینانه نیست اما در حالی دنیای فیلم را دنیایی سرشار از آرامش و آسایش توصیف می کند که دنیای عاطفی آدم ها به شدت کوچک شده و روابط واقعی شان با همنوعان شان به کمترین حد خود تقلیل یافته است. آدم ها در دنیای مجازی با هم مهربان اند و برای مصائب و مشکلات هم دل می سوزانند و در عین حال وقتی در کوچه و خیابان از کنار هم می گذرند انگار هیچ ارتباطی با هم ندارند و مساله و مشکل همنوع شان را مساله و مشکل خود نمی دانند. انگار آدم ها فقط وقتی آدم اند که در دنیای مجازی قرار گرفته اند. دنیای واقعی ما برای بعضی آدم ها کم کم اصالت اش را از دست داده است. انگار اصالت در دنیای مجازی ست. برخی آدم ها زندگی در دنیای واقعی را کنار گذاشته اند و تلاش می کنند تا در دنیای مجازی زندگی کنند. چرا؟ آیا به این دلیل نیست که از دنیای واقعی ناامید شده اند و آرمان­شهرشان را در دنیای مجازی جستجو می کنند؟ این آدم ها انگار از این مساله ی مهم غافل اند که آرمان­شهر مجازی- اگر که دست یافتنی باشد البته – مجازی ست و غیرواقعی. واقعی نیست که.

به بحث اصلی مان برگردیم و دنیای مجازی را به اهل اش واگذار کنیم. فیلم مهم "her" ساخته ی "اسپایک جونز"، در نکوهش عشق است. عشق خودخواهی ست. عشق موجودیتی انتزاعی دارد و به شدت فریبنده است. در عشق، معشوق دست نیافتنی ست، زیرا که معشوق زائیده ی ذهن عاشق است. آن چه که زائیده ی ذهن عاشق است، چگونه ممکن است که عینیت پیدا کند؟ در بهترین حالت؛ عاشق به دنبال یافتن معشوق خیالی اش در دنیای واقعی می گردد، می گردد و پیدا نمی کند. می گردد و وقتی هم که بدل اش را می یابد کمی بعد درمی یابد که این، آن نیست و چون به این مرحله می رسد سرخورده شده و از عشق و معشوق ناامید می شود. حتمن می دانید که این عشق، با تعریفی که از عشق در ادبیات کلاسیک ما و یا در عرفان ایرانی، اسلامی ما وجود دارد، یکسان نیست. آن جا عشق تعریف دیگری دارد که توضیح مفصل اش مجال دیگری می طلبد. عشق در معنای معاصرش همین مفهومی ست که گفته شد. عشق ناکارآمد است و گاه حتی ویرانگر. به همین دلیل در سکانس پایانی فیلم، "تئودور" معشوق ایده آل ساخته ی ذهن خود را رها می کند و به نمونه ی واقعی اما نه لزومن ایده آل اش در دنیای واقعی پناه می برد. "دوست داشتن" بهتر و برتر از "عشق" است. این راز روابط عاطفی بین انسان هاست که گاه در هیاهوی دنیای شخصی آن ها گم می شود. "دوست داشتن" جایگزین متعالی و واقع گرایانه ی "عشق" است. "دوست داشتن" هم واقعی ست و هم متعالی. در "دوست داشتن"، انسان به معشوقِ زائیده ی ذهن خود عشق نمی ورزد، بل که به کسی علاقه و عاطفه ی قلبی پیدا می کند که دارای شخصیت مستقلی ست، واقعی ست و مثل خود او کامل نیست و نقاط مثبت و منفی خاص خود را داراست. هر چه هست اما، او را به خود جذب کرده و نیازهای اش را پاسخ می دهد. مکمل اوست و با تمام این اوصاف موجودی ست عینی و دوست داشتنی. پس "دوست داشتن"، مدیوم برتر "عشق" است.

"اسپایک جونز"، یکی از مصائب و دشواری های امروز بشر معاصر را در فیلم خود مطرح کرده است. این فیلم، یکی از تاثیرگذارترین و کارآمدترین فیلم هایی ست که در این یک دهه ی اخیر ساخته شده است. "یواکین فونیکس" به عنوان بازیگر اصلی این فیلم که در تمام طول فیلم با معشوقی مجازی در ارتباط است، بازی شگفت انگیزی ارائه داده است. اتفاقن بازیگر معشوق مجازی او هم که در تمام طول فیلم فقط صدای اش را می شنویم به شکل عجیبی فوق العاده است. "اسکارلت جوهانسون" یکی از بهترین بازی های عمر هنری خویش را فقط و فقط با ابزار صدا و تکنیک بیانی حیرت انگیزش، به گونه ای باورپذیر ایفاء کرده است. این فیلم اسکار بهترین فیلمنامه را برای "اسپایک جونز" به ارمغان آورد و جوایز مهم دیگری نیز دریافت کرده است. "her" را تماشا کنید. نه به خاطر تحسین منتقدان سینمائی و یا به خاطر جوایز بسیاری که دریافت کرده است. این فیلم را ببینید چون مفاهیم عمیق و مهمی در آن طرح می شود؛ مفاهیمی که بخشی از دردها و مصائب دشوار بشر عصر حاضر را به شیوه ای هنرمندانه بازگو می کند. بعد از مدت ها فیلمی مرا تکان داد. و "her" شاهکاری ست که مدت ها منتظر تماشای اش بودم.

                      پوستر فیلم او ساخته ی اسپایک جونز

یا حق.    


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, درباره ی فیلم her ساخته ی اسپایک جونز, یواکین فونیکس, اسکارلت جوهانسون
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۳ساعت  ۱۵:۳۷ بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

     فستیوال فیلم های ایرانی در آلمان

                       پوستر فستیوال فیلم های ایرانی در آلمان

فیلم «آن‌ ها» ساخته ی سید مرتضی سبزقبا در فستیوال فیلم‌ های ایرانی در آلمان (Iranian Film Festival in Germany) به نمایش درآمد.

این فیلم که پیش از این در جشنواره‌های مختلف بین ‌المللی حضور موفقی را تجربه کرده است در این فستیوال که با همکاری خانه ی سینما برگزار شد، در سالن سینمای موزه هنرهای معاصر شهر کلن آلمان که در مرکز شهر و در کنار ایستگاه مرکزی قطار و کلیسای معروف دام به عنوان سومین کلیسای بلند جهان واقع شده است، به نمایش درآمد.

پس از نمایش فیلم "آن‌ ها" سید مرتضی سبزقبا كارگردان اين فيلم با حضور در جلسه ی پرسش و پاسخ فیلم به پرسش‌ های حاضران در سالن سینمای موزه هنرهای معاصر شهر کلن آلمان پاسخ داد.

او درباره ی دلایل ساخت این فیلم و چگونگی آشنايی فیلم‌ساز با موضوع فیلم و شخصیت ‌های آن گفت: فیلم "آن‌ ها" حاصل تجربه ی شخصی خود من از جنگی ست که دوران کودکی من با آن و دشواری ‌های ‌اش عجین شده است. من خود اهل خوزستان و دزفول هستم و جنگ را با همه دشواری‌ های ‌اش تجربه کرده‌ام. آدم‌های فیلم من مردمی هستند که سال‌ها با آن‌ ها زندگی کرده‌ام. بنابراین در فیلم "آن‌ ها" بخش اندکی از خاطرات و مشاهدات خود از جنگی هشت ساله را در قالب فیلمی کوتاه به تصویر کشیدم.

یکی از تماشاگران درباره ی ارتباط این فیلم با داستان مذهبی ـ تاریخی اصحاب کهف پرسيد كه سبزقبا توضیح داد: برای من تاریخ همواره مساله‌ ای مهم و اثرگذار است. تلاش کردم تا در این فیلم از تاریخ به نحو دیگری بهره بگیرم. قصدم این نبود که فیلمی تاریخی بسازم بل که معتقدم باید تاریخ آینه ‌ای باشد برای انسان معاصر تا خود و مسايل و مصایب عصر خود را در آن رصد کند. به همین دلیل هیچ اصراری نداشتم که آن داستان را مو به مو بازسازی کنم. از طرفی سعی کردم بین آن داستان که مختص یک جغرافیای محدود نیست و در نقاط مختلف جهان شناخته شده است و جنگ هشت ساله، ارتباطی معناشناسانه برقرار کنم.

لازم به ذکر است که هیات ایرانی حاضر در این فستیوال را فرهاد توحیدی، غلامرضا موسوی، محمدمهدی عسگرپور، بهرام عظیم ‌پور، سید محسن هاشمی، محمدعلی باشه ‌آهنگر، همایون اسعدیان، سید مرتضی سبزقبا، مسعود نجفی و سیامک پورشریف تشکیل داده بودند که افسانه حق ‌شعار، معاون مدیرعامل صندوق اعتباری هنر نیز آن ها را همراهی می‌کرد.

فیلم کوتاه "آن ‌ها" به نویسندگی و کارگردانی سید مرتضی سبزقبا در سومین جشنواره ی فیلم و فیلمنامه‌ نویسی بسیج خوزستان جوایز بهترین تدوین، بهترین صدابرداری و بهترین صداگذاری را دریافت کرده است. این فیلم پیش از این در دهمین جشن تصویر سال تهران، سومین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه بسیج تهران، نهمین جشنواره­ ی بین المللی فیلم­ کوتاه MOUNTAIN, ZAKOPANE لهستان، سومین جشنواره­ ی بین ‌المللی فیلم کوتاه PUNE هندوستان، سومین جشنواره ی بین ‌المللی فیلم کوتاه JAIPUR هندوستان، بیست و چهارمین جشنواره ی بین‌ المللی فیلم کوتاه MEDIAWAVE مجارستان، بیست و نهمین جشنواره ی بین‌ المللی فیلم کوتاه BLACK آلمان و همچنین در سیزدهمین جشنواره ی بین ‌المللی فیلم مقاومت تهران حضور داشته و به نمایش درآمده است.

فیلم "آن‌ ها" با نقش آفرینی علیرضا خداداد، عظیم سبزقبا، مهدی شریفی، علیرضا کلیددار، فاطمه سیاح‌ طرفی و علی نوری در حوزه هنری استان خوزستان تهیه و تولید شده است.

گفتنی ست که فیلم ‌های منتخب سینمای ایران شامل آثار بلند سینمايی، مستند و کوتاه از 7 تا 9 آذر 1393 (28 تا 30 نوامبر 2014) در شهر کلن آلمان اکران شدند.

در اداره کل امور استان ها و مجلس حوزه ی هنری بخوانید.
در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان بخوانید.
در صدا و سیمای مرکز خوزستان بخوانید.
در حوزه ی هنری خوزستان بخوانید.
در روزنامه ی نور خوزستان بخوانید.
در ایسنای خوزستان بخوانید.
در اکسین پرس بخوانید.

یا حق.


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, فیلم آن ها, فستیوال فیلم های ایرانی در آلمان
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۳ساعت  ۱۴:۴۴ بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

               پوستر فیلم

فیلم "آن ها" به کارگردانی سید مرتضی سبزقبا، به همراه شمار دیگری از فیلم های منتخب اعضای خانه ی سینما در فستیوال فیلم های ایرانی در آلمان (Iranian Film Festival in Germany) به نمایش درمی آید.

نشست خبری نمایش فیلم های منتخب جشن سینمای ایران در کلن آلمان با حضور فرهاد توحیدی؛ رئیس هیات مدیره ی خانه ی سینما و سیامک پورشریف؛ دبیر فستیوال فیلم های ایران در کلن، در محل خانه ی سینما برگزار شد.

به گفته ی فرهاد توحیدی؛ رئیس هیئت مدیره ی خانه ی سینما، در این فستیوال قرار است تعدادی از فیلم های منتخب جشن سینمای ایران نمایش داده شود اما نمایش این فیلم ها بهانه ای ست تا خانه ی سینما به عنوان نهاد صنفی بتواند ارتباطات بین المللی را گسترش دهد. این سفر علاوه بر نمایش فیلم های ایرانی، بهانه ای ست برای ملاقات و گفتگو بین نهادهای صنفی دو کشور ایران و آلمان، و امیدواریم بتوانیم جلسات خوبی را انتخاب کنیم. شش فیلم سینمایی «ملکه»، «پله ی آخر»، «قاعده ی تصادف»، «قصه ها»، «دربند»، «برف روی کاج ها» از جمله فیلم هایی ست که در این فستیوال نمایش داده می شود.

وی با اشاره به برنامه های نمایش فیلم های ایرانی در کلن توضیح داد: علاوه بر نمایش فیلم ها در شهر کلن طی دو روز با همکاری سفارت ایران در برلین نیز برنامه دو روزه ای را شامل ملاقات با رئیس آکادمی فیلم آلمان خواهیم داشت که امیدوارم این ملاقات به انعقاد تفاهم نامه ای میان خانه ی سینما و این آکادمی منجر شود. بازدید از شهرک سینمایی در آلمان از جمله برنامه های ماست که با توجه به طرح های مشابهی که برای ساخت شهرک های سینمایی در ایران دنبال می شود این بازدید می تواند تجربه های خوبی را برای سینمای ایران به همراه داشته باشد. همچنین برگزاری نشست مطبوعاتی در جلسات نقد و بررسی فیلم نیز از دیگر برنامه های این فستیوال است.

سیامک پورشرییف دبیر فستیوال فیلم های ایرانی در کلن در ادامه این نشست گفت: آلمان بزرگترین بازار فیلم در غرب اروپاست و به همین دلیل از نظر صنفی هم بزرگترین نهادهای صنفی غرب اروپا در کشور آلمان قرار دارد، به همین دلیل ارتباط خانه ی سینما با چنین صنف هایی از اهمیت بسیاری برخوردار است. در واقع نمایش فیلم های ایرانی در آلمان بهانه ای شد تا بتوانیم همکاران خود را در آلمان دور هم جمع کنیم و درباره سینمای ایران و آلمان حرف بزنیم.

گفتنی ست فیلم کوتاه "آن ها" به نویسندگی و کارگردانی سید مرتضی سبزقبا، یکی از فیلم هائی ست که در بخش سینمای کوتاه این فستیوال و با حضور سید مرتضی سبزقبا به نمایش درمی آید. این فیلم که در سومین جشنواره ی فیلم و فیلمنامه نویسی بسیج خوزستان، جوایز بهترین تدوین، بهترین صدابرداری و بهترین صداگذاری را دریافت کرده است، پیش از این در دهمین جشن تصویر سال تهران، سومین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه بسیج تهران، نهمین جشنواره­ ی بین­ المللی فیلم­ کوتاه MOUNTAIN, ZAKOPANE لهستان، سومین جشنواره­ ی بین­ المللی فیلم کوتاه PUNE هندوستان، سومین جشنواره ی بین المللی فیلم کوتاه JAIPUR هندوستان، بیست و چهارمین جشنواره ی بین المللی فیلم کوتاه MEDIAWAVE مجارستان، بیست و نهمین جشنواره ی بین المللی فیلم کوتاه BLACK آلمان، و نیز در سیزدهمین جشنواره ی بین المللی فیلم مقاومت تهران حضور داشته و به نمایش درآمده است.

فیلم "آن ها" با نقش آفرینی علیرضا خداداد، عظیم سبزقبا، مهدی شریفی، علیرضا کلیددار، فاطمه ی سیاح طرفی و علی نوری، در حوزه ی هنری استان خوزستان تهیه و تولید شده است.  

لازم به ذکر است که فیلم های منتخب سینمای ایران شامل آثار بلند سینمائی، مستند و کوتاه، از 7 تا 9 آذرماه 1393 (28 تا 30 نوامبر 2014) در شهر کلن آلمان به نمایش درمی آیند.

در سایت Iranian Film Festival in Germany بخوانید.
در سایت اداره کل امور استان ها و مجلس حوزه ی هنری بخوانید.
در حوزه ی هنری خوزستان بخوانید.
در ایسنای خوزستان بخوانید.
در دز ان ان بخوانید.
در خوزنیوز بخوانید.
در پانا بخوانید.

یا حق.


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, فیلم آن ها, فستیوال فیلم های ایرانی در آلمان
+ نوشته شده در  شنبه یکم آذر ۱۳۹۳ساعت  ۱۲:۵ بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  |