این که بی مقدمه قصد دارم مبحث مهمی را آغاز کنم به این دلیل است که هنوز هم در بخشی از جامعه ی هنری ما این موضوع به معادله ای چندمجهولی و پیچیده تبدیل شده که در ذهن برخی، راه را بر تحلیل و بررسی جایگاه هنر و هنرمند در جامعه بسته نگه داشته است. طرح صورت مسأله ساده است اما انگار یافتن پاسخ آن برای برخی افراد که خود نیز در فضای فرهنگی و هنری جامعه تنفس می کنند، سخت دشوار است. پرسش ساده ی این بحث مهم اما نه چندان پیچیده این است که: " هنرمند کیست؟ " با این توضیح کوچک که در این مبحث مهم فرض را بر این می گذارم که درباره ی پاسخ به پرسش مهم " هنر چیست ؟ " همه ی ما به شکلی نسبی اتفاق نظر داریم و در این مورد تردیدی وجود ندارد و یا اگر دارد فعلن درباره اش در این مطلب سخنی به میان نمی آوریم تا در فرصتی دیگر به این سوال مهم هم پاسخی مفصل ارائه دهیم.

همچنان که می بینید پرسش ساده است اما انگار پاسخ به این پرسش برای بعضی افراد به مسأله ای بغرنج تبدیل شده که برای شان دستیابی به آن در دنیای گسترده ی هنر معاصر، لحظه به لحظه دشوارتر و دست نیافتنی تر هم می شود. پاسخِ ساده و کوتاه این پرسش این است که: هنرمند کسی ست که هنر را خلق می کند. یا: هنرمند کسی ست که به تولید هنر می پردازد. این پاسخ هیچ تبصره و ضمیمه ای ندارد. همین است که هست. اما درباره ی این جمله می توان مقاله های مفصل و سخنرانی های مبسوط فراوانی ارایه داد ولی تبصره و شرط و شروطی برای هنرمند بودن یا هنرمند نبودن افراد وجود ندارد مگر این که: هنرمند هنرمند باشد و یا به بیان دیگر هنرمند همان است که هنر را تولید و خلق کند. شرط لازم برای هنرمند بودن، هنرمند بودن است، همین و به همین سادگی. اما درباره ی این جمله ی ساده می توان ساعت ها مباحثه کرد.

برخلاف آن چه برخی افراد آرمان خواه تصور می کنند هنرمند لزومن کسی نیست که علاوه بر آفرینش هنر، ویژگی های یک انسان متعالی و آسمانی را دارا باشد. الزام آن است که هنرمند مهارت خلق هنر را کسب کرده باشد. امر الزام آور برای هنرمند آن است که او به تولید و خلق هنر دست بیابد. باقی هر چه هست ارتباطی به " هنرمند بودن " ندارد اما قطعن به " انسان بودن " مرتبط است. اشتباه و تحلیل نادرست برخی جریان های فکری آرمان خواه از آن جا نشأت می گیرد که لزومن هنرمند را کسی می دانند که ویژگی های اخلاقی و انسانی " انسان متعالی " در او نمود داشته باشد. اینان هنر را از هنرمند تفکیک نمی کنند و هر چه هنر هست را با آن چه هنرمند می شناسند یکی فرض می کنند. و در این حال اگر هنرمند، واجد ویژگی هایی نباشد که آن ها علاقه مندند باشد، مُهر بی هنری بر هنر هنرمند می نشانند و او را نیز بر همین اساس از دایره ی هنرمندان بیرون می پندارند.

این که همه ی ما آرزومندیم که هنرمند دارای مشخصات انسانی فرهیخته، اخلاقمند، صادق و درستکار باشد، دلیل بر این نیست که ملاک هنرمند بودن یا نبودن را ارزش های انسانی و اخلاقی آن ها فرض کنیم. معنای اش این نیست که هنرمندان نمی توانند واجد ویژگی های انسان متعالی و فرهیخته باشند بل که معنای اش این است که شرط اول و اولی برای این که انسان هنرمند باشد این است که انسان هنرمند باشد، همین. لزومن هنرمند بودن به معنای انسان متعالی بودن نیست. هنر در ابتدا و پیش از هر چیزی یک مهارت است. این مهارت البته اکتسابی و آموختنی ست. هنر نه وحی است و نه الهام. هنر امر قدسی نیست تا به همین دلیل هنرمند را انسانی قدسی و بدون خطا فرض کنیم. البته که وادی هنر به معنای عرفی اش، وادی ارزشمند و مقدسی برای ما محسوب می شود اما نه به این دلیل که هنر امری قدسی ست بل که به این دلیل ساده که دست یافتن به مهارت های هنری، همواره با ریاضت و کوشش علمی و تمرکز بر ساحت آفرینندگی آن، و کسب مهارت و مراقبت از آموخته ها و صرف انرژی و زمان، و نیز درک پدیده های اطراف و مشاهده ی دنیای پیرامون مان همراه بوده است و خواهد بود.

هنر مجموعه ای از مهارت هایی ست که هنرمند برای کسب آن ها خود را در ساحت آن به معنای عرفی اش - و نه به معنای عرفانی اش - مستغرق می کند. اگر این وادی می تواند انسان ساز هم باشد به این دلیل است که برخی از هنرمندان، ساحت هنر را فرصتی برای پرورش و تربیت روح و جسم خود فرض می کنند و در این وادی بر تزکیه ی نفس خویش اهتمام می ورزند. این دقیقن مانند آن است که دیگرانی که هنرمند نیستند و در عرصه ی دیگری همچون پزشکی فعالیت می کنند، اگر برای پرورش و تربیت روح و جسم خود اراده ای فراهم آورده اند، وادی علم پزشکی را عرصه ای برای کسب مکارم اخلاقی و تزکیه ی روحی خویش در نظر می گیرند. پزشک برای کسب دانش پزشکی، منتظر وحی و الهام نمی ماند و دانش و مهارت مورد نیاز را با تلاش و کوشش به شکل اکتسابی به دست می آورد، همچنانکه هنرمند نیز برای کسب مهارت و دانش هنری اش، سخت اهتمام می ورزد. انسان ها برای ساحت علم پزشکی و ساحت هنر احترام و ارزش قائل اند اما نه به این دلیل که این دو وادی، وادی امر قدسی اند بل که به این دلیل ساده که هر دو دردها و رنج های جسم و روح بشر را تسکین می دهند.

قطعن شما هم با هنرمندانی مواجه شده اید که خوش اخلاق نیستند. حتمن شما هم با هنرمندانی روبرو شده اید که برخی از ویژگی های یک انسان فرهیخته و اخلاقمند را دارا نیستند. برای برخی افراد تا قبل از این که اینچنین هنرمندی را از نزدیک بشناسند او و هنرش قابل ستایش و احترام اند اما به محض این که از خصوصیات اخلاقی و رفتاری او آگاه می شوند ارزش های هنر او نیز نزد آن ها رنگ می بازد و به برکناری هنرش از دایره ی هنر و خودش از دایره ی هنرمندان حکم می دهند. این مسأله از آن جا نشأت می گیرد که اینان هنر را از هنرمند جدا نمی کنند. تاریخ گواه آن است که لزومن نمی توان درباره ی هنر افراد به واسطه ی خصوصیات اخلاقی و رفتاری شان قضاوت و داوری کرد. چه بسیار هنرمندان شاخص این مرز و بوم که درباره ی ویژگی های اخلاقی شان نظریات کاملن متضادی وجود دارد اما اکثریت قریب به اتفاق جامعه درباره ی هنرشان داوری و قضاوتی واحد دارند. گاه برخی پژوهشگران شاعری را کافر و بی دین و بی اخلاق توصیف کرده اند و گاه پژوهشگران دیگری همان شاعر را صاحب علم و دانش و دین و آیین و اخلاقی متعالی دانسته اند. در این صورت تکلیف و نظر افرادی که بر اساس ویژگی های هنرمند درباره ی هنر و هنرمند حکم صادر می کنند، چیست؟ در چنین مواقعی چیزی جز سردرگمی نصیب این افراد و این جریان های فکری نخواهد شد.

معادله ساده است اما انگار برای برخی جریان های شبه روشنفکرانه و البته برخی جریان های ایدئولوژیک به معادله ای چندمجهولی و پیچیده تبدیل شده است. اما ملاک برای قضاوت و داوری درباره ی هنرمند، آن است که او هنرمند باشد. افراد یا هنرمند هستند و یا هنرمند نیستند. آن که هنرمند است الزامن انسان خوب و نیک منشی نیست و آن که هنرمند نیست لزومن انسان بدسرشتی نخواهد بود. البته همه ی ما علاقه مندیم که هنرمندان مورد علاقه ی ما انسان هایی با ویژگی های متعالی باشند اما این آرزوی شخصی، نمی تواند به ملاکی برای تشخیص هنرمند از غیرهنرمند تبدیل شود. ملاک تشخیص هنرمند از غیر آن بسیار ساده است: هنرمند هنرمند است، یعنی کسی ست که هنر را تولید می کند، همین و به همین سادگی. حالا اگر هنرمند به ویژگی های یک انسان متعالی نیز آراسته باشد نکته ی پنهان آرزوی قلبی اکثر ما به واقعیت می پیوندد و کیست که نداند ما همه از این مسأله خوشحال تر و خرسندتر خواهیم بود. اما فراموش نکنیم و به خطا نرویم که هنر از هنرمند جداست و "مرگ مؤلف" در همین مبحث مهم معنا پیدا می کند که: پس از خلق هنر، هنر از هنرمند جدا می شود و دیگر نمی توان درباره ی هنرمند مشخصن به واسطه ی هنرش داوری کرد. هنر الزامن برای خود هنرمند نجات بخش نیست. هنر لزومن خود هنرمند را رستگار نمی کند بل که هنر همانی ست که گاه مخاطب اش را نجات می دهد و هر از گاه او را رستگار می کند. هنر آن است که رسالت اش را برای جامعه به انجام برساند. گاه هنرمند خود نیز با هنرش رستگار می شود و گاه البته نمی شود.

نمی توان هنر کسی که انسان صادقی نیست را انکار کرد فقط به حکم این که او انسان صادقی نیست. اگر که به حاصل جمعِ مهارت، دانش، توانایی ها و درک زیبایی شناسی یک فرد هنر اطلاق می شود، نمی توان به این دلیل که او انسان صادقی نیست هنرش را انکار کرد. البته واضح است که همه ی ما علاقه مندیم آن کس که هنرمند است ویژگی های انسانی خوبی نیز داشته باشد، اما اگر نداشته باشد احتمالن فقط می توانیم سری به تأسف تکان بدهیم و هنرش را - و نه لزومن شخصیت اش را - تحسین و ستایش کنیم.   

راستی می دانید چه کسی هنرمند نیست؟ پاسخ این پرسش هم بسیار ساده اما ممتنع است: کسی هنرمند نیست که هنرمند نباشد، همین. 

یا حق.


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, درباره ی پرسش هنرمند کیست
+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور ۱۳۹۴ساعت  ۱۲:۳۲ بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 


بالاخره بعد از ماه ها انتظار، مجموعه شعر جدید "میثم خالدیان" منتشر می شود.


"چنین نیست" نام دومین مجموعه شعر "میثم خالدیان" است که مجوز چاپ را دریافت کرده و به زودی منتشر خواهد شد.

پپش از این درباره ی یکی از بااستعدادترین شاعران استان خوزستان در همین "نقش خیال" سخن گفته بودم. "میثم خالدیان"، چه به لحاظ انتخاب موضوع و محتوای اشعار، و چه از نظر طراحی زبان و چیدمان تکنیک ها و عناصر شاعری، صاحب لحنی است که خاص و ویژه ی خود اوست. این لحن، تمام آن چیزی ست که از تجمع جمیع عناصر تشکیل دهنده ی شعر شکل می گیرد. دست یابی به لحنی شخصی و متفاوت، با شناخت معیارها و قواعد هنر، و وجود اراده ای هنرمندانه در درک و کشف و انتقال فضاهای تازه، و کنکاش و جستجوی مداوم ایده ها و تئوری های موجود در وادی شعر، و بررسی و تحلیل دائم آن ها، حاصل می آید. این مهم را می توان در میثم و شعر او به وضوح مشاهده کرد. جسارت او در این مورد، قابل تحسین است. می دانیم که حرکت بر روی این لبه ی تیغ، امری دشوار است که گاه شاعر را با مصائب و مسائلی از جنس "خطا" نیز روبرو می کند. اما شجاعت و جسارت شاعر در پیمودن این مسیر و دست یابی به لحنی شخصی با پایه و اساسی علمی، بر آن ام می دارد تا نسبت به آینده ی هنری "میثم خالدیان" بسیار امیدوار باشم و رشد مدام او را در دنیای هنر پیش ­بینی کنم و به انتظار بنشینم.

این دقیقن همان سخنی ست که پیش از این در "نقش خیال" گفته ام و منتشر کرده ام. حالا باید نکته ی مهمی را به این مطلب اضافه کنم و آن هم این که:

درصد این خطا – خطایی که گفته شد – در مجموعه شعر تازه ی "میثم خالدیان" نسبت به مجموعه شعر قبلی اش، بسیار پائین آمده تا جایی که به جرأت می توان گفت این خطا به کمترین میزان ممکن رسیده است. شعر او در "چنین نیست" نمونه ای اصیل از زبان و بیانی شاعرانه و هنرمندانه از شرایط و فضای موجود در تجربه ی زندگی شاعر و همنوعان و همنسلان او، با تکیه بر نگرش علمی و کنکاش هنری او در روزگار ماست. او خود در گفت ­و گو با خبرگزاری کتاب ایران "ایبنا" چنین گفته است:

( "چنین نیست" شباهت بسیار کمی به مجموعه ی قبلی ام دارد. فکر می کنم به تبع خودم، شعرم نیز تغییر کرده است. تمام فاصله ی چاپ مجموعه ی اول تا دوم ام را به شعر فکر کرده ام و بیشتر زمان ام را برای پژوهش، تجربه و مطالعه درباره ی شعر گذاشته ام. "چنین نیست" تجربه ی آزاد سال های اندوه و لبخند من است و هیچ فاصله ای از من ندارد. دو عامل اساسی در شکل گیری "چنین نیست" تأثیر زیادی داشتند. اول؛ رشته ی دانشگاهی ام که ادبیات بوده و باعث شده تا کتاب های مهم ادبیات کلاسیک را دوره کنم. دوم؛ سال های اخیر زندگی ام که پر از هیجان، دغدغه، اندوه، نگرانی و شعف بوده است. عامل اول در مجموعه ی اولم غلبه ی بیشتری داشت و عامل دوم در "چنین نیست" نمود یافته. من با مراقبت، مجموعه شعرهای معاصر ایران و جهان را که فکر می کردم مهم هستند و یا فکر می کردند که مهم اند خواندم تا آن ها را تجربه کنم، اما مرا از خود نگیرند. )

به همین دلیل است که سخن قبلی ام درباره ی این شاعر دزفولی را بدون کوچک ترین تغییری دوباره منتشر کردم. می بینید که خود شاعر هم خاستگاه شعر خود را در تحصیل، تحقیق و مطالعه، و هم­زمان در تجربه ی زیستن اش می داند و معرفی می کند.

او گفته است:

( "چنین نیست" را به عنوان ناشر مؤلف و در 500 نسخه ارایه خواهم کرد و این طور که به نظر می رسد از حمایت و تبلیغات معمول چرخه ی نشر و توزیع محروم خواهد ماند، با این حال به آن امید دارم. )

من هم امید دارم که مجموعه شعر تازه ی او مخاطب خود را در این شرایط بیابد و "چنین نیست" به خوبی دیده و خوانده شود. زبانِ سهل و ممتنع میثم در این مجموعه بسیار دوست داشتنی و تحسین برانگیز است. در این بین باز هم همچون مجموعه ی قبلی شاعر، افتخار داشتم تا طراحی جلد و صفحه آرایی کتاب را من انجام بدهم. تلاش کردم تا در طراحی جلد کتاب، از اِلمان های ساده اما سترگ معماری اصیل دزفول و فضای غالب شعر میثم استفاده کنم. لازم است از دوست و همکار خوب ام - حجت کایدخورده - که در تمام مراحل طراحی جلد و صفحه آرایی این کتاب، امور رایانه ای آن را انجام داد تشکر و سپاسگزاری کنم.

این هم طراحی یکپارچه ی جلد مجموعه شعر "چنین نیست" :

طرح جلد مجوعه شعر چنین نیست- شاعر: میثم خالدیان- طرح جلد: سید مرتضی سبزقبا- امور رایانه: حجت کایدخورده


یا حق.


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, میثم خالدیان, مجموعه شعر چنین نیست
+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد ۱۳۹۴ساعت  ۲۱:۶ بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

                    پوستر فیلم

فیلم " از ما " به نویسندگی و کارگردانی سید مرتضی سبزقبا به بخش مسابقه ی دهمین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه و مستند رضوی راه یافت.

دبیرخانه ی دهمین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه و مستند رضوی یزد، اسامی فیلم های بخش مسابقه ی این جشنواره را اعلام کرد. به گزارش دبیرخانه ی جشنواره، از میان 531 فیلم رسیده به جشنواره ی دهم رضوی، در مجموع در دو بخش مستند و داستانی 46 فیلم به بخش مسابقه ی این جشنواره راه یافتند. ضمن این که هیئت انتخاب از این بین 28 فیلم را برای رقابت در بخش داستانی این جشنواره برگزید. 

فیلم کوتاه داستانی " از ما "، به رابطه ی انسانی و اخلاقی انسان هایی با دو ملیت متفاوت می پردازد که به رغم این که در همسایگی هم زندگی می کنند، اما سال هاست که از هم بی خبرند. این دو حالا پس از سال ها همدیگر را در دزفول می یابند.  

اسامی عوامل تولید این فیلم به این شرح اند:

نویسنده و کارگردان: سید مرتضی سبزقبا- تصويربردار: امير علی ­ويسی- تدوين: فريد دغاغله- صدابردار: هادی ساعد محکم- صداگذار: حسین قورچیان- طراح صحنه، لباس و گریم: حميد نورآبادی- عكاس: جواد شیدا- تصويربردار پشت صحنه: حجت کایدخورده- دستيار تصويربردار: وریا گلزاریان، جمیل نصیری- منشی صحنه: فاطمه ی سياح­ طرفی- امور تدارکات: منصور رضایی، میلاد صالح وند- مدیر توليد: حسين عليزاده- بازيگران: علیرضا خداداد، عظیم سبزقبا- تهیه کننده: بهزاد کهزاد- تهیه شده در سیمای مرکز خوزستان.

گفتنی ست که فیلمنامه ی این فیلم پیش از این جایزه ی بهترین فیلمنامه ی سومین جشنواره ی فیلم و فیلمنامه نویسی بسیج خوزستان، جایزه و لوح تقدیر بهترین فیلمنامه ی سومین جشنواره ی ملی بسیج تهران، و همچنین جایزه و لوح تقدیر بهترین فیلمنامه ی چهارمین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه حسنات اصفهان را دریافت کرده است.

اعضای هیئت انتخاب جشنواره را پریوش نظریه، مرجان اشرفی زاده، حسن روشن بخش، سید جلال دهقانی اشکذری و روزبه رایگا تشکیل داده اند.

لازم به ذکر است که دهمین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه و مستند رضوی، 25 تا 28 مرداد ماه 1394 در یزد برگزار خواهد شد.

                  پوستر دهمین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه و مستند رضوی یزد


در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان بخوانید.
در ایسنای خوزستان بخوانید.
در یزدی نیوز بخوانید.
در خوزنیوز بخوانید.
در ایکنا بخوانید.
اسامی فیلم های منتخب جشنواره در سایت های خبری:
سایت جشنواره ی فیلم رضوی یزد
یزدی نیوز

خبرآنلاین
ایسنا

یا حق.

 

برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, فیلم از ما, دهمین جشنواره ی ملی فیلم کوتاه و مستند رضوی یزد, 1394
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر ۱۳۹۴ساعت  ۱۳:۳۱ بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

  ماه من. اثر هنرمند روسی لئونید تیشکوف

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنک رَحْمَةً إِنَّک أَنتَ الْوَهَّابُ
پروردگارا! پس از آن که هدایت مان کردی، دل های ما را مگردان، و رحمتی از سوی خویش به ما ارزانی دار که تو بخشنده ای

رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ
پروردگارا! ایمان آورده ایم، ما را بیامرز و بر ما رحمت آور، و تو بهترین مهربانانی

رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنک رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا
پروردگارا! بر ما رحمت خویش بگستر و کار ما را به سامان آور


ربَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرِینَ
پروردگارا! بر ما باران صبر فرو ریز و گام های ما را استوار بدار و ما را بر خدانشناسان پیروز گردان

قرآن کریم - ترجمه ی استاد بهاءالدین خرمشاهی

یا حق.


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, رمضان 1394 هجری خورشیدی, ربنا, استاد محمد رضا شجریان
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۴ساعت  ۱۳:۴۸ بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

 
        

به نقل از خبرگزاری ایسنا:

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه ی خوزستان، سید مرتضی سبزقبا درباره ی جایگاه فرهنگ استان در سینمای مستند خوزستان گفت: پیش از پرداختن به جایگاه فرهنگ استان در سینمای مستند خوزستان باید درباره ی واژه "فرهنگ" سخن بگوییم. فرهنگِ یک ملت، شیوه و روش زیستن آن ملت در تمام ابعاد گوناگون زندگی است. نوع پوشش، تغذیه، آداب و رسوم، زبان و گویش، اخلاق و منش اجتماعی، دین، آیین و باور مردم، "فرهنگ" آن­ها را تشکیل می‌دهد، بنابراین هر آنچه که با نحوه ی زیست مردم عجین شده است فرهنگ مردم تلقی می‌شود.

این فیلم‌ساز مستند ادامه داد: از این حیث، سینمای مستند استان هیچ گاه از فرهنگ مردم ما تهی نبوده است. آثار خوبی در زمینه ی انتقال و یا حتی گاه نقد فرهنگ عمومی مردم خوزستان ساخته شده که برخی از آن­ ها فیلم‌های قابل تأملی هستند، اما اگر منظور از "فرهنگ" جاذبه‌های فرهنگی، گردشگری و یا پیشینه ی تاریخی استان باشد باید گفت که در سینمای خوزستان فیلم‌های چندانی در این زمینه تولید نشده است. آنچه که تولید شده معمولن جنبه ی معرفی و شناخت جاذبه‌های فرهنگی و گردشگری نداشته و بیش از هر چیز دغدغه‌های فرهنگی فیلم‌ساز را منتقل کرده است.

سبزقبا با بیان اینکه مشکلات و موانع زیادی بر سر راه این نوع سینما قرار دارد، تاکید کرد: سینمای مستند همچون سینمای کوتاه هنر مظلومی ست، به این معنا که به جز نهادی همچون "مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی" هیچ کدام از مراکز و نهادهای فرهنگی و هنری کشور خود را موظف به حمایت مادی و معنوی از این سینما نمی‌دانند.

او یادآور شد: سال‌هاست که به جز اکران فیلم‌های مستند در جشنواره‌های سینمایی هیچ کدام از این آثار در سالن‌های سینمای کشور به شکل گسترده اکران نمی‌شوند. تلویزیون هم به عنوان یک رسانه ی فراگیر هیچ گاه به شکل مستمر و هدفمند به این سینما نپرداخته است. با این شرایط و کمبود سرمایه‌گذاری در سینمای مستند، فیلم‌ساز این سینما بیش از هر چیز ترجیح می‌دهد که در آثارش به مشکلات و معضلات اجتماعی و فرهنگی جامعه‌اش بپردازد تا به تبلیغ جاذبه‌های فرهنگی و گردشگری استان‌اش، چرا ‌که برای فیلم‌ساز پرداختن به مشکلات و معضلات اجتماعی در اولویت قرار می‌گیرد.

این هنرمند سینما با یادآوری این­که تبلیغ جاذبه‌های توریستی استان قبل از سینماگر باید برعهده ی مراکز و نهادهای فرهنگی گذاشته شود، تصریح کرد: فراهم کردن بودجه برای تولید این آثار و یافتن سرمایه‌گذار در این حیطه، وظیفه ی نهادهای دولتی و نیمه‌دولتی است، هر چند که متأسفانه هر کدام از این مراکز فرهنگی به نوعی از زیر بار این مسؤولیت به بهانه‌های مختلف شانه خالی می‌کنند.

کارگردان فیلم «آن‌ها» در عین حال اظهار کرد: در دولت جدید البته با اجرای طرح اکران "هنر و تجربه" بخشی از فیلم‌های مستند در کنار فیلم‌های سینمایی و کوتاه به نمایش درمی‌آیند که این در نوع خود قابل تقدیر و ستایش است، این اما کافی نیست.

سبزقبا معتقد است: سازمان عریض و طویلی چون تلویزیون می‌تواند در راستای حمایت از تولید فیلم‌های مستندی که به معرفی و شناخت جاذبه‌های فرهنگی، گردشگری و پیشینه ی تاریخی استان می‌پردازند اقدامات مؤثری انجام بدهد اما متأسفانه صدا و سیمای مرکز خوزستان در این زمینه عملکرد مثبتی نداشته و ندارد.

او توضیح داد: فیلم‌های گزارشی بسیاری با هزینه ی بیت‌المال در این مرکز تولید می‌شود که هیچ کدام از ساختار مناسب و کیفیت هنری شایسته‌ای برخوردار نیستند. این مرکز در جذب و حمایت فیلم‌سازان برتر استان ناموفق بوده و از این حیث به وظیفه ی خود در حمایت از سینمای مستند استان عمل نکرده است، هر چند که بخش مهمی از برنامه‌های این شبکه را معرفی جاذبه‌های گردشگری، معماری و پیشینه تاریخی استان تشکیل داده است اما به سبب کیفیت نازل و ساختار ضعیف این برنامه‌ها تأثیر مثبت و فراگیر این رسانه از بین رفته است. به تعریف دیگر این رسانه به ضد خود تبدیل شده است؛ نوعی نقض غرض آشکار. به نظرم اگر برای رشد صنعت گردشگری و یا معرفی جاذبه‌های فرهنگی، تاریخی استان اراده‌ای وجود داشته باشد باید این اراده را از مراکز و نهادهای فرهنگی همچون سازمان میراث فرهنگی، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و صدا و سیمای مرکز خوزستان مطالبه کرد.

کارگردان «برای او» عنوان کرد: استان خوزستان فیلم‌سازان جوان خوبی دارد که البته شمار زیادی از آن‌ها به دلیل وجود همین مشکلات و موانع بار سفر بسته‌اند و پایتخت‌نشین شده‌اند. آیا مسؤولان استان هیچ فکر کرده‌اند که چرا این فیلم‌سازان عطای زندگی در استان محل تولدشان را به لقای مهاجرت به پایتخت بخشیده‌اند؟ آیا جز این بوده که مشکلات حال حاضر سینمای استان مسبّب اصلی مهاجرت این فیلمسازان به پایتخت بوده است؟ باید برای این مسأله راهکارهای منطقی و عملی اندیشید.

سبزقبا گفت: گونه‌ای از سینمای مستند می‌تواند در جهت معرفی و شناخت جاذبه‌های تاریخی و طبیعی استان مؤثر باشد به شرطی که نهادهای مسؤول به عنوان سرمایه‌گذار و یا متولی مسایل فرهنگی وظایف خود را به درستی انجام بدهند. از این زاویه سینمای مستند حتی می‌تواند به رونق صنعت گردشگری استان کمک کند و در رشد و بهبود اقتصاد این صنعت مفید باشد.

در ایسنای خوزستان بخوانید.

یا حق.


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, گفت و گو با ایسنا, جایگاه فرهنگ استان در سینمای مستند خوزستان
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت  ۵:۱۹ قبل از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

 
   

 به نقل از خبرگزاری ایسنا:

 
یک فیلم‌ساز معتقد است: فصل تازه
‌ای در شیوه ی مدیریت سینمای کوتاه کشور آغاز شده است.

سید مرتضی سبزقبا در گفت ‌‌و گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ـ منطقه ی خوزستان ـ گفت: به نظرم فصل تازه ای در شیوه ی مدیریت سینمای کوتاه کشور آغاز شده است. امیدوارم این موج خیلی زود به ساحل سینمای کوتاه خوزستان هم برسد و بنیان تفکرات فرسوده و کم مایه و مدیریت‌ های بی ‌ثمر و حتی زیان ‌آور این سال‌ ها از ریشه برچیده شود.

وی با بیان این که سینمای کوتاه به اندیشه‌ ای بلند و عمیق نیازمند است افزود: آن چه سینمای کوتاه را از ورطه ی سکون و از دوران فترت ‌اش رها خواهد کرد اندیشه ی کاربردی صحیح در شیوه ی مدیریت کلان آن است.

او خاطرنشان کرد: سال ‌هاست که به جز دانشکده‌ ها، دانشگاه‌ ها و مراکز خصوصی وظیفه ی آموزش و پرورش فیلم‌سازان جوان برعهده ی انجمن سینمای جوانان ایران است. شاید اوج دوران درخشان این انجمن در دهه هفتاد بود که به واسطه ی سیستم آموزشی مؤثر و تفکرات مدیریتی کارآمد، از درون این انجمن فیلم‌سازان و استعدادهای تازه ‌ای به سینمای حرفه ‌ای ایران معرفی شدند. اما سال ‌ها مدیریت این انجمن آموزشی مهم به دست مدیرانی سپرده شده بود که قصد داشتند دوباره و از نو چرخ را اختراع کنند.

سبزقبا اظهار کرد: آن ‌ها سیستم مدیریتی "آزمون و خطا" را به طور مداوم تکرار کردند و بر مشکلات آموزشی سینمای کوتاه کشور مصائب دیگری هم افزودند. روش ‌های ناکارآمد و زیان بار آن ‌ها؛ چه در مبحث آموزش و چه در پروسه ی تولید، به اضافه ی عدم نظارت بر شیوه ی مدیریت برخی دفاتر در شهرستان‌ ها مشکلات سینمای کوتاه کشور را صد چندان کرد.

این فیلم‌ساز خاطرنشان کرد: در برخی دفاتر انجمن مدیریت ‌های سلیقه‌ ای، روش‌ های آموزشی ناقص، رویکرد تحقیرآمیز و رفتارهای توهین ‌آمیز نسبت به هنرجویان، تبعیض ‌ها و تخلف ‌ها در شیوه ی معرفی برخی نوآموزان جهت صدور بیمه ی هنرمندان، ترویج نوعی ساده‌ انگاری و کاهلی در تولید فیلم، و از طرفی سخت‌گیری ‌های غیرضروری، زیان‌ آور و بسیار عجیب، به دفع هنرجویان و از بین بردن انگیزه ‌های آن ‌ها برای حضور در سینمای کوتاه منجر شد و آثار زیان بار این روش مدیریت بسیار سخیف هنوز هم در بین هنرجویان و علاقه‌ مندان سینمای کوتاه دیده می ‌شود.

او تصریح کرد: جالب این است که در طول این سال ‌ها به دلیل عدم نظارت بر شیوه ی مدیریت برخی دفاتر، هیچ کدام از مسئولان عالی رتبه ی انجمن، حتی از سوءمدیریت برخی از مدیران زیرمجموعه ی خود اطلاع پیدا نمی ‌کردند و احیانن اگر هم اطلاع پیدا می‌ کرده‌اند برای اصلاح این مسایل و مشکلات مدیریتی هیچ گونه اقدامی نمی‌ کردند. نوعی "میان مایگی" رواج پیدا کرده بود که البته با آمدن دولت تدبیر و امید، بوی تغییری مؤثر در شیوه ی مدیریت کلان انجمن به مشام رسید. آن‌ ها رفتند و دیگرانی که آمدند توهم و قصدی برای اختراع دوباره ی چرخ سینما در سر ندارند.

کارگردان فیلم کوتاه "برای او" بیان کرد: امیدوارم با مدیریت جدید انجمن سینمای جوانان ایران، روح تازه ‌ای در کالبد مدیریتی این نهاد فرهنگی و هنری مهم کشور دمیده شود. من به عنوان یکی از اعضای انجمن سینمای جوانان ایران به این تغییر بسیار امیدوارم. حالا وقت آن فرارسیده  است که بنیان تفکرات فرسوده و کم مایه و مدیریت‌ های بی ثمر و حتی زیان ‌آور این سال ‌ها در برخی دفاتر انجمن برچیده شود. سینمای کوتاه به اندیشه ‌های بلند نیازمند است. این اندیشه در مدیریت جدید انجمن سینمای جوانان ایران دیده می ‌شود. گام ‌های مؤثری در جهت رفع مشکلات و موانعی که سینمای کوتاه، هنرجویان و فیلم‌سازان این عرصه را آزار می ‌دهد برداشته شده است.

وی با اشاره به این که تداوم در این برنامه‌ ریزی ‌ها و اجرای کارآمد روش ‌های مدیریتی صحیح می‌ تواند به سینمای کوتاه کشور روح تازه‌ای در اندیشه و دانش سینمایی بدمد گفت: باید برای هنرجویان و فیلم‌سازان جوان چشم ‌انداز روشنی تعریف کرد و آن ‌ها را نسبت به مسیری که دشواری ‌های خاص خود را دارد آگاه کرد و در این راه به آن‌ ها مشاوره‌ های مفید داد، استعدادهای آن‌ ها را شناسایی کرد و آن ‌ها را از آموزش‌ های تکمیلی و تخصصی بهره‌ مند کرد. باید سازوکاری طراحی کرد که درصد خطا و اشتباهات برخی مدیران دفاتر شهرستان ‌ها را تا حد ممکن به صفر برساند و اجازه نداد که اشتباهات یک مدیر یا سرپرست برخی دفاتر سرنوشت هنری یک جوان هنرجو را به شکل دیگری رقم بزند.

سبزقبا با بیان این که آن چه در مدت مدیریت جدید انجمن شاهد بوده‌ ایم تغییراتی مؤثر و مثبت را در مجموعه ی  سینمای کوتاه کشور نوید می ‌دهد افزود: امیدوارم این تغییرات به شکل مداوم و مستمر ادامه پیدا کنند و روح تازه ‌ای در کالبد سینمای کوتاه دمیده شود. انجمن سینمای جوانان ایران ظرفیت معرفی فیلم‌سازانی که به مهارت، هنر و دانش سینمایی مجهز باشند را داراست. این ظرفیت ‌های پنهان باید به واسطه ی برنامه ‌ریزی‌ های صحیح در مدیریت این مهم‌ ترین نهاد آموزشی سینمای کوتاه کشور آشکار و هویدا شود. هنوز هم می‌ توان انتظار داشت تا انجمن سینمای جوانان ایران در آینده ‌ای نزدیک فیلم‌سازان مهمی به سینمای ایران معرفی کند.

در ایسنای خوزستان بخوانید.

 یا حق.   


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, گفت و گو با ایسنا, درباره ی انجمن سینمای جوانان ایران
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت  ۱۸:۲۸ بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  | 

                سید مرتضی سبزقبا-عکس از حجت کایدخورده- طرح از سید مرتضی سبزقبا

آن چه برمی ­شمرم مشخصن همانی ­ست که باید بگویم. هیچ تعبیر و تفسیر دیگری ندارد. دلیل واضح ­اش هم همین نکته ­ی ساده است که: " ...". نه اجازه بدهید توضیح بدهم بعد به این جمله هم خواهم رسید. جمله ­ای که به جای ­اش "سه نقطه" گذاشتم و فعلن گفتن ­اش را به تأخیر می ­اندازم تا ابتدا مقدمات ­اش را بنویسم.

همیشه و در طول این سال ­ها همراه و همدل­ ام بوده و در برابرم آئینه­ ای بوده تمام قد. در بزنگاه­ های دشوار زندگی، کنارم بوده و به موازات من سختی­ ها و مصائب زیستن را با من بر دوش گرفته است و آرام و پیوسته پا به ­پای من از کوچه ­پس ­کوچه های زندگی عبور کرده است. هیچ ­وقت از مصائب و دشواری­ های زندگی من نهراسیده است و تنهای ­ام نگذاشته است. همواره آن بوده که باید باشد، نه کمتر و نه بیشتر. هیچ ­وقت به من دروغ نگفته است. او در زندگی من، جای کسی را پُر نکرده است. او نیامده که جای خالی تنهائی ­های مرا یا شکست­ های احتمالی مرا پُر کند. او نیامده که خلوت مرا به هم بریزد. وقتی یک دوست انتخاب می­ کنیم معنای ­اش آن نیست که دوست دیگری را به جای دوست جدید، از فهرست "دوست"­های ­مان خط بزنیم. هیچ­ کس در زندگی ­مان، جای کس دیگری را پُر نمی­ کند. اگر درست بیاندیشیم و درست انتخاب کنیم، از این جایگزینی ­های بی ­ثمر پرهیز می ­کنیم. آن چه را که برشمردم مشخصن همانی ­ست که باید می ­گفتم. تعبیر و تفسیر دیگری ندارد و حالا می­ توانم جای خالی آن "سه نقطه" را با یک جمله پُر کنم و آن هم این که: "نقش خیال، در زندگی من همیشه و در طول این سال ­ها در جای خودش قرار گرفته است نه در جای هیچ چیز دیگری."

"نقش خیال" برای آن متولد نشده است که لحظه­ های تنهائی مرا پُر کند. حضور من در فضای مجازی به این دلیل نبوده که از تعداد آدم ­های زندگی غیرمجازی ­ام کم شده باشد و احیانن با این شیوه، کوشیده باشم بر تعداد آدم ­های پیرامون ­ام بیافزایم. البته واضح است که در فضای مجازی با افراد مختلفی آشنا شده ­ام که برخی ­های ­شان به دوستی­ های پایدار و رفاقت ­های صمیمانه ­ای تبدیل شده­ اند، اما سخن این است که چیزی را در دنیای واقعی از دست نداده­ ام تا در دنیای مجازی به دست بیاورم. اساسن "نقش خیال" جای هیچ کس و هیچ چیز دیگری را برای من پُر نکرده است، در نتیجه در طول این سال ­ها هیچ ­وقت از من دور نشده است یا من از آن دور نشده ­ام. زیرا وجود "نقش خیال" را نه تسلائی از سر تنهائی می­ دانسته ام و نه جبران خسارتی بابت یک شکست. حضور "نقش خیال" در زندگی من نه تفریح من بوده و نه قرار بوده برای ­ام معجزه کند.

 آن چه بعضی دوستان درباره ­ی وبلاگ شخصی ­شان انجام داده ­اند را نمی ­پسندم. این که بعضی ها تصور می ­کنند با این وبلاگ و در این فضا می ­توان تمام مشکلات شهر، استان و کشورمان را برطرف کنیم ساده ­انگارانه به نظر می ­رسد. البته قطعن درباره ­ی این که می ­توان از این روش مثل خیلی روش­ های اجتماعی دیگر( نه کمتر و نه بیشتر)، برای بهبود شرایط جامعه از هر حیث استفاده کرد، شکی نیست. من خود در طول این سال ­ها هم با همین دیدگاه درباره ­ی ناهنجاری­ های جامعه نوشته ­ام و از این پس هم خواهم نوشت. از طرفی این که بعضی دوستان دیگر هم پس از حضور در فضای مجازی، هیچ برنامه و راهبردی برای وبلاگ­ شان طراحی و اجرا نمی ­کنند و انگار از سر تفریح و یا به خاطر این که از قافله ­ی حضور در فضای مجازی عقب نمانند وبلاگ راه ­اندازی کرده اند اما ماه به ماه، از آن بهره ­ای نمی ­برند را نیز بی ­ثمر و بی­ فایده می­ دانم. هیچ آدمی کار بی ­ثمر انجام می­ دهد واقعن؟ شاید هم این دوستان از ابتدا تصور کرده ­اند که با راه ­اندازی یک وبلاگ می­ توانند کارهای بزرگی انجام بدهند و یا با آن می ­توانند جای خالی چیزی را در زندگی ­شان پُر کنند، و چون خیلی زود متوجه شده ­اند که وبلاگ و اساسن فضای مجازی آن چیزی نبوده که تصور می­ کرده ­اند، سرخورده شده­ اند و وبلاگ و فضای مجازی را به امان خدا رها کرده­ اند و عطای­ اش را به لقای ­اش بخشیده­ اند. اگر این چنین باشد معلوم می ­شود که این دوستان اساسن از همان ابتدا تصور درست و تحلیل صحیحی درباره­ ی فضای مجازی نداشته­ اند.

برای من "نقش خیال" از این زاویه همواره ارزشی داشته که می­ تواند چیزهای دیگر زندگی، برای ­ام داشته باشند. مثل دوستانی که در زندگی ­ام حضور دارند و بابت وجودشان بسیار خرسندم و خدای مهربان را بسیار شاکرم. "نقش خیال" دقیقن همانی بوده که از آن انتظار داشته ­ام. نه زنگ تفریح من بوده است (که به بهانه ­ی بهانه­ های زندگی رهای ­اش کنم) و نه قرار بوده با آن تمام مشکلات عالم را برطرف کنم (که به این دلیل وقت بی ­شماری را برای ­اش صرف کنم). تأثیرش در زندگی ­ام را خوب می ­دانم. حتا راست ­اش می ­دانم که حضورش در جامعه هم بی ­تأثیر نبوده است و از این حیث خوشحال­ ام که بی ­ثمر و بی ­فایده نیز نبوده است. نقشِ "نقش خیال" در زندگی من روشن است و برای این که به "نقش خیال" بپردازم چیزی از زندگی در دنیای واقعی را از دست نداده ام. "نقش خیال" را جایگزین چیز دیگری در زندگی ­ام نکرده­ ام که مثلن انزوای شخصی یا شکست­ های احتمالی ­ام را با آن جبران کنم. "نقش خیال، در زندگی من همیشه و در طول این سال­ ها در جای خودش قرار گرفته است نه در جای هیچ چیز دیگری."

به پاس این همه سال بودن ­ات در زندگی ­ام وظیفه­ ی خود می­ دانم که در گوش ­ات جمله ­ای را زمزمه کنم و آن این که:

نقش خیال من! تولد 8 سالگی ­ات مبارک باد!

یا حق.


برچسب‌ها: سید مرتضی سبزقبا, هشت سالگی وبلاگ من, نقش خیال
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت  ۱۳:۳۲ بعد از ظهر  توسط  سید مرتضی سبزقبا  |